▪️گله و شکایت (در مقابل آواز خواندن و رقصیدن)
▪️ستگادین | چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۳
اتفاقاتِ ناعادلانه، رخ میدهند. ممکن است برایتان یک بیماری تشخیص داده شود. به دلیل اشتباهی که مرتکب نشدهاید، تنزلِ رتبه پیدا کنید یا به گناهِ نکرده محکوم شوید. ممکن است تماس تلفنی بدی داشته باشید، یک توافق لغو شود، یا شریکتان شما را ناامید کند.
غریزهی ما این است که با این بیانصافیها مبارزه کنیم. اگر چارهای نباشد تسلیم شویم یا اینکه با داد و فریاد و گله و شکایت، سقوط کنیم. میخواهیم روشن کنیم که بیعدالتی را به راحتی نمیپذیریم. میخواهیم درس عبرتی به این سیستم بدهیم. میخواهیم بدانند که ما ضعیف و بیعرضه نیستیم.
اما آیا این کارها وضعیت را تغییر خواهند داد؟ آیا تشخیص بیماریمان تغییر خواهد کرد یا نتیجهی آن تماس، تفاوتی میکند؟
اگر به جای آن، با «آواز خواندن و رقصیدن» به آنجا برویم چه؟ چه میشد اگر دوران محکومیت قطعی چهار ساله را به زندان برویم ولی مصمم باشیم که آنجا بیشتر بیاموزیم، کارهای بیشتری انجام دهیم و بیشتر با دیگران همکاری کنیم؟ اگر راهی را که از مسیر خود خارج میشود، به عنوان فرصتی برای رشد یا اختراع یا یافتن مسیری دیگر ببینیم چه؟
این کار، فوقالعاده دشوار است، اما به نظر میرسد بسیار بهتر از سایر واکنشهای جایگزین باشد.
.