وزارت دفاع ایالات متحده (DoD) با راهاندازی
genai.mil به این جمعبندی رسیده است که هوش مصنوعی مولد را نمیتوان از محیطهای دولتی حذف کرد، بلکه باید آن را مدیریت و حاکمیتپذیر کرد. تجربه DoD نشان داد که ممنوعکردن ابزارهای GenAI تنها باعث گسترش استفاده پنهان (Shadow AI) و افزایش ریسک نشت داده میشود. بنابراین آمریکا بهجای انکار واقعیت، یک پلتفرم رسمی، امن و تحت کنترل حاکمیتی ایجاد کرد تا هم بهرهوری افزایش یابد و هم مسئولیت ریسک بهصورت شفاف پذیرفته شود.
این
genai.mil با اجرای GenAI روی زیرساختهای دولتی، کنترل لاگها، محدودسازی نوع دادههای مجاز و خروج داده از چرخه آموزش عمومی مدلها، امکان استفاده امن از این فناوری را فراهم کرده است. نتیجه این رویکرد، افزایش سرعت تحلیل، بهبود تصمیمسازی و کاهش وابستگی ناخواسته به سرویسهای خارجی بوده است.
دولت ایران نیز دقیقاً با همین چالش روبهروست، اما با شدت بیشتر. از یک سو تحریم، حساسیت اطلاعات و وابستگی به سرویسهای خارجی یک ریسک حاکمیتی جدی است؛ از سوی دیگر، کارمندان و مدیران دولتی عملاً از GenAI استفاده میکنند، اما بدون چارچوب، لاگ و مسئول رسمی پذیرش ریسک. ایجاد یک پلتفرم GenAI دولتی و کنترلشده در ایران نه بهمعنای لوکسسازی فناوری، بلکه اقدامی برای جلوگیری از نشت داده، کاهش Shadow AI و وادارکردن مدیریت ارشد به پذیرش رسمی ریسک است. مسیر
genai.mil نشان میدهد که حاکمیت هوشمند، فقط با پذیرش واقعیت و مدیریت آن ممکن میشود، نه با ممنوعیت.
نکته ۱: پلتفرم فوق برای داده های طبقه بندی شده نیست و برای استفاده های جاسوسی،و نظامی احتمالا مدلهای خاصی از قبل وجود داشته است. پیشنهاد فوق فقط برای استفاده در حوزه داده های غیر دسته بندی شده یا غیر محرمانه است
نکته ۲: راه اندازی چنین پلتفرمی جدای از نیاز به زیرساخت پردازشی بالا ، نیازمند طراحی و پیاده سازی امنیت در لایه های مختلف با ظرافت و دقت بالا به همراه مدیریت پروژه قوی است . این امر با صدور بخشنامه ولی عدم پیگیری دقیق ممکن نیست و لذا درصورت عدم تحقق مواردی که دربالا گفتم شاید همان بهتر که چنین سیستمی راه نیفتد!!