وظیفه تاریخی نسل ما اینست که همزمان که در قلب نبرد هستیم
به خیلی از مدعیان با شک نگاه کنیم
چون دقیقا همانجا ضربه میخوریم که به هیچ چیز شک نکردیم ...
@flith"رونین" جان فرانک هایمر محصول 1998
فیلمی در ستایش و شرح آئین سلحشوری است
ماجرای "رونین" به رقابت کهنه سربازان آمریکایی و انگلیسی و روس و ایرلندی و فرانسوی برای تصاحب یک کیف با محتوای نامعلوم بازمیگردد
اما نقطه محوری داستان دوگانه فهم عمیق یا نادانی جنگاوران در هر گام است
جایی در میانه داستان پس از یک گام خونین در آغاز عملیات ؛
وینسنت (ژان رنو) از سَم (دنیرو) میپرسد
از کجا میدونستی اونشب بالای پل تک تیرانداز بود؟
سَم پاسخ میدهد
"وقتی شکی هست که هیچ شکی نیست"
سَم با همین جمله کوتاه توضیح میدهد که شک کردن بخشی از آیین سلحشوری است و دقیقا همانجا ضربه میخوریم که به هیچ چیز شک نمیکنیم
سَم به عنوان شخصیت محوری روایت
در متن نبرد هر گام بعدی را محاسبه میکند و تیم خودش را از میان خائنان و دشمنان پیچیده نجات میدهد و ماموریت اش را به انتها میرساند
چون کنش خامدستانه ندارد
و اهمیت محاسبه و هوش نبرد را میداند
به باور من تفاوت نسل ما با نسل۵۷ باید همین تیزهوشی باشد
امت۵۷ جماعتی بودند که به هیچ چیز شک نکردند و در دام خودساخته خودشان افتادند
و نسلهای بعدی را هم به اسارت کشاندند
وظیفه تاریخی نسل ما اینست که همزمان که در قلب نبرد هستیم
به خیلی از مدعیان با شک نگاه کنیم
چون دقیقا همانجا ضربه میخوریم که به هیچ چیز شک نکردیم
چون نبرد بی محاسبه نبرد برای باختن است
چون شناختن بخشی از آیین مبارزه است
چون تله همانجا کار میکند که چشمهایمان را بسته باشیم
یا به قول سَم
"وقتی شکی هست که هیچ شکی نیست"
واضح است که ما نمیتوانیم همه چیز را محاسبه کنیم
هيچکس نمیتواند
اما میتوانیم از کسانی که یکبار ما را بیچاره کرده اند دوری کنیم
انقلابیون۵۷ اگر آدمهای درستی بودند
بعد از آن فاجعه که خلق کردند
برای همیشه از دنیای سیاست خداحافظی میکردند
نه اینکه خودشان را در صف اول مدعيان ببینند
@flith