آنچه جناب سپاس ریوندی در این نوشتار به آن اشاره میکند بسیار مهم است. ما در علوم انسانی به طور کلی و در حوزه حرفهای فعالیت خودم یعنی مدیریت و راهبری انسانها، توسعه فردی و کوچینگ در بهترین حالت مترجم هستیم.
در مقام مثال؛ این سالها در سازمانها درباره اجرای مفاهیم ترجمه شده مربوط به منابع انسانی تلاشهای طاقتفرسا و اغلب ناکامی اتفاق افتاده است؛ بدون آنکه در نظر بگیریم آیا مسئله اصلی ما در ارتباط با انسانها در سازمانهای ایرانی با آنها مشابه است؟ و آیا آن نظریهها با توجه به مختصات جامعه خودمان و ویژگیهای ساختاری ایران امروز، برای اینجا مناسب و کارآمدند و اصلا آیا اینجا قابل اجرا هستند؟
@HosseinGaeeni