#مقاله
📚 عنوان: تحلیل و بررسی تاریخی ارتباط میان علم مدرن و توتالیتاریسم در قرن بیستم
🖋 نویسنده: بهراد موسوی(دانشجوی کارشناسی ارشد گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف)

🔸 مقاله‌ی پیش‌رو با هدف بازخوانی رابطه‌ی میان "علم مدرن" و "توتالیتاریسم" با تمرکز بر قرن بیستم و دو ماجرای مشهور آن دوره یعنی "لیسنکو در دوره استالین" و "ژنتیک و به‌نژادی در آلمان نازی" و تحلیل و بررسی این رابطه از منظر فلسفه‌‌ی سیاسی "هانا آرنت" و "کارل پاپر" نوشته شده است.

🔹 بسیاری از مدعیات ایدئولوژی‌های توتالیتر برای موجه جلوه داده شدن مستند به علم مدرن می‌شوند. عده‌ی زیادی از پیروان مارکسیسم و نازیسم ایدئولوژی های خود را مطابق علم مدرن می‌دانستند تا بدین گونه به دلیل موفقیت‌ها و کارآمدی علم مدرن و بار ارزشی صفت "علمی"، به کسب مشروعیت برای مکتب خود بپردازند.

🔸 این، تنها دلیل اهمیت پرسش طرح شده در این نوشتار نیست. دلیل دیگر، کاربرد عینی علم مدرن در رسیدن به آرمان‌های این ایدئولوژی‌ها می باشد. علم مدرن که رابطه نزدیک و تعیین‌کننده‌ای با تکنولوژی مدرن دارد، یکی از علل توجه حکومت‌های توتالیتر به خود است. علاوه بر این، علوم انسانی مدرن بدلیل اهمیت جهان‌بینی در شکل‌گیری این علوم و نقش ویژه در زندگی فردی و اجتماعی حساسیت بالایی نزد حکومت‌های توتالیتر دارد. رژیم‌های توتالیتر می‌کوشند تا با نظریه‌پردازی در این حوزه کنترل زندگی انسان‌ها و هدایت آنان به سمت آرمان مدنظر خود را به دست گیرند.

🔹 در این بازخوانی، نمونه‌هایی از تلاش‌ حکومت‌های توتالیتر برای تولید علم ایدئولوژیک را حکایت کرده و نقش مخرب ایدئولوژی بر نهادهای آکادمیک و علمی را نشان می‌دهیم.

🔸 نهایتا دو رویداد تاریخی مذکور را با وام‌گیری از تاملات فلسفی دو فیلسوف سیاسی برجسته قرن بیستم، هانا آرنت و کارل پاپر مورد تحلیل قرار داده و به ارتباط مفهومی میان توتالیتاریسم و علم مدرن خواهیم پرداخت.

❇️ نقد و نظر: @bmr74

—————————
🆔: @philsharif

1 comment

بسیار بسیار عالی
مایه مباهاته که افرادی مثل گلشنی سایشون از سر فلسفه علم شریف کم شد
بیش باد
ممنون از شما
لذت بردم