🖋 وقتی زمین را بنیاد نهادم، تو کجا بودی؟ اگر می‌فهمی، به من بگو. چه کسی اندازه‌های آن را تعیین کرد؟ قطعاً تو می‌دانی! چه کسی سرتاسر آن را را با شاغول اندازه گرفت؟ پایه‌های آن بر کجا استوار بود و چه کسی اساس آن را بنیاد نهاد؛ وقتی که ستاره‌های صبح با هم آواز می‌خواندند و فرشتگان غریوِ شادی سر می‌دادند؟ چه کسی برای دریا مرز تعیین کرد؟ وقتی که از شکم [زمین] بیرون آمد؛ وقتی که ابرها را پوشش دریا قرار دادم و دریا را در تاریکی غلیظی پیچاندم؛ وقتی حدود آن را تعیین کردم و با ساحل، آن را محصور کردم؛ وقتی که به آن گفتم "تا این‌جا حق داری جلو بیایی، و از این مرز نباید تجاوز کنی". آیا تا به حال به صبح دستور داده‌ای یا محل و جایگاه سپیده‌دم را به او نشان داده‌ای؟ که کرانه‌های زمین را در بر بگیرد و شرارت‌ها را بلرزاند.

🖋 آیا تا به حال به سرچشمه‌های دریا سفر کرده‌ای یا به اعماق دریا رفته‌ای؟ آیا دروازه‌های مرگ به تو نشان داده شده است؟ آیا تا به حال دروازه‌های عمیق‌ترین تاریکی‌ها را دیده‌ای؟ آیا وسعت زمین را درک کرده‌ای؟ اگر همۀ این‌ها را می‌دانی، به من بگو. آیا می‌دانی روشنایی از کجا می‌آید و تاریکی در کجا سکنی می‌گزیند؟ آیا می‌توانی آن‌ها را در جایگاه‌شان قرار دهی؟ آیا راه رسیدن به محل آن‌ها را می‌دانی؟ البته تو همۀ این چیزها را می‌دانی، چون تو از ابتدا بوده‌ای! تو سال‌های طولانی زندگی کرده‌ای! ...
چه کسی به لک‌لک‌ها حکمت می‌دهد و به خروس فهم؟ کیست که با حکمتش ابرها را می‌شمارد و هنگامی که گرد و خاک سخت می‌شود، مشک‌های آب را از آسمان‌ها بر زمین خالی می‌کند؟ آیا تو برای ماده‌شیر و بچه‌هایش که در لانۀ خود لمیده یا در جنگل به کمین نشسته‌اند، خوراک تهیه می‌کنی تا شکم‌شان را سیر کنند؟ وقتی کلاغ‌ها به این سو و آن سو پرواز می‌کنند تا شکم گرسنۀ خود و جوجه‌هایشان را که نزد خدا فریاد برمی‌آورند سیر کنند، چه کسی برایشان خوراک تهیه می‌کند؟

📚 عهد عتیق / کتاب «ایوب» 📚

@philosophycafe

Comments

Be the first to add a comment