نیروهای مدافع شما هم بیایدهاند تا آنجا که تلاش یک معلم برای ایجاد تغییر در سیاستهای مخرب جامعهاش را با تمسخر به میل به لایک گرفتن و سلبریتی شدن تعبیر کردهاند، غافل از آنکه این میل به نمایش جزیی از ماهیت و درونمایه کلیدی ایدئولوژی بنیادگرای شماست که چیزی جز یک نمایش توخالی نیست و با اولین تشر یک رئیسجمهور قدرتمند در آمریکا بر باد میرود. قدرت واقعی این سرزمین از مردم و معلمان این سرزمین است و آنها نیازی به نمایشهای دروغین از جنس نیروهای دستگاه حاکم شما ندارند.
۴. جناب آقای خامنهای، من به تجربه و دانش فهمیدهام آنچه باعث تداوم خشونت و وحشت میشود نه قدرت دستگاه سرکوب نظام حاکم، بلکه سکوت قربانیان ظلم و جور است. من آنچه بیش از همه به آن نیاز دارید را از شما خواهم گرفت: سکوت را.
به زبان مارتین لوتر کینگ من از جنس افراد مدافع صلح ایجابی هستم تا طرفداران صلح سلبی که نصیحت میکنند تنشها را آشکار نکنید تا زمان مناسب برسد. من با این نامهها، تنشهای پنهانی مخفی را به سطح میآورم، نمایانش میکنم و میکوشم مبارزهای کنشگرا، رودرو و خشونت پرهیز را به پیش ببرم و قطعا در این مسیر افراطیام همانگونه که محمد (ص) به شکلی افراطی وعدهی گذاشتن ماه و خورشید در دستانش را نپذیرفت و علی (ع) به شکل افراطی حکومت را به آب دهان گوسفندان شبیه دانست، و مارتین لوتر گفت" اینجا میایستم .کاری دیگری از من بر نمیآید، خدایا یاری ام کن"
و عیسی مسیح با افراط در عشق گفت "دشمنانت را دوست بدار، آن کس که تو را نفرین میکند دعا کن، برای آنها که به تو کینه میورزند دعا کن".
این معلم جامعهشناسی هم در بیان ایدههایش و نقد جمهوری اسلامی افراطی است و به زبان آبراهام لینکلن به شما اعلام میکند؛
"این ملت دوام نخواهد آورد اگر نیمیشان برده و نیمی دیگر آزاده باشند".
جناب آقای خامنهای، من به عنوان یک اهل فرهنگ بردهی شما نیستم و شما ارباب ملت ایران نیستید. بنابراین، در نظام سیاسی که کل نهادهای آن به تعطیلی کشیده شدهاند و نشانی از فعالیت آنها وجود ندارد، دستگاه قضایی ظلم و زور خود را هم متوقف کنید و بیش از این با اعمال زور لخت و عریان بر اهل فرهنگ نپردازید.
این را هر دانشجوی جامعه شناسی میداند که کد میدان فرهنگ، گفتگو است و نمیتوان کد زور و قدرت که متعلق به حوزهی سیاست است را بر میدان فرهنگ حاکم ساخت.
من در دادگاه ظلم و جور شما حاضر نخواهم شد. اگر دوست دارید بیایید با هم گفتگو و مناظره کنیم تا بر این مردم آشکار شود که هر یک از ما چه در درون داریم، چه میگوییم و برای این سرزمین چه میخواهیم.