✅دلیل دشمنی حزب دمکرات کردستان با پادشاهان پهلوی

🔸پس از اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ توسط متفقین، دولتهای روس و انگلیس در سال ۱۳۲۲ متعهد شدند که شش ماه بعد از پایان جنگ جهانی دوم نیروهای نظامی خود را از ایران خارج کنند.

🔸اما در سال ۱۳۲۵ در شمال‌ غرب ایران زیر سایه حضور ارتش سرخ، دو جریان سیاسی شکل گرفت: فرقه دموکرات آذربایجان به رهبری سیدجعفر پیشه‌وری در تبریز، و اندکی بعد جمهوری مهاباد به رهبری قاضی محمد در مناطقی از شمال کردستان و آذربایجان غربی .

🔸هر دو با شعار «خودمختاری در چارچوب ایران» اعلام موجودیت کردند، اما شکل‌گیری آنها طرحی بود که مستیما از سوی استالین به میرجعفر باقراف دبیرکل حزب کمونیست آذربایجان شوروی ابلاغ شده و هدف آن تجزیه ایران و پیوستن این مناطق به اتحاد شوروی بود.

🔸شوروی در عین حال دنبال منافع اقتصادی خود بود . شوروی با حمایت حزب توده خواستار امتیاز نفت شمال ایران بود و ‌ خروج نیروهای نظامی خود را مشروط به دادن این امتیاز کرد . ایران به شورای امنیت شکایت کرد و آمریکا به شوروی برای خروج از ایران اولتیماتوم داد.

🔸قوام‌السلطنه نخست وزیر وقت برای مذاکره به مسکو رفت و با وعده بردن لایحه واگذاری امتیاز نفت شمال به مجلس شورای ملی در ازای خروج نیروهای شوروی از ایران سر استالین را کلاه گذاشت. با خروج ارتش سرخ فرقه دموکرات و جمهوری مهاباد دچار فروپاشی شدند.

🔸در آذر ۱۳۲۵، با ورود ارتش ایران به تبریز و مهابادیه فرماندهی شاه جوان، حکومت فرقه دمکرات آذربایجان و جمهوری مهاباد برچیده شدند، رخدادی که به شکست پروژه استالین برای تجزیه عملی شمال ایران انجامید. مجلس شورای ملی هم به واگذاری امتیاز نفت شمال رای نداد.

🔸دشمنی عمیق حزب دموکرات کردستان با خاندان پهلوی ریشه‌ای تاریخی دارد. سیاست رضاشاه در سرکوب قدرت خوانین و عشایر و برچیدن ساختارهای شورشی محلی، از جمله شکست و قتل اسماعیل سمیتقو رییس ایل شکاک در حافظه سیاسی بخشی از نخبگان کرد به‌عنوان سرکوب هویت و خودگردانی تعبیر شد.

🔸پس از سقوط جمهوری مهاباد و اعدام قاضی محمد در سال ۱۳۲۶، این احساس به کینه‌ای سیاسی بدل شد. از نگاه حزب
دمکرات ، پهلوی‌ها نماد دولت مرکزی‌ای بودند که با زور ارتش به تجربه کوتاه خودمختاری پایان دادند؛ و از نگاه دولت مرکزی، حزب دموکرات نیرویی بود که در شرایط اشغال خارجی، تمامیت ارضی ایران را به خطر انداخت.

🔸ایران رنگین کمانی از اقوام مختلف است که همگی به یک نسبت ایرانی اند، تقسیم ملت ایران به ملل ایران و اختراع ملتی موهوم به نام ملت فارس که گویا بر ملتهای دیگر ستم می ورزد ، پیروی از مدل شوروی است . امپراتوری شوروی واقعا زندان مللی بودکه زیر سلطه روسها بودند ، الگوبرداری از امپراتوری تجزیه شده شوروی در ایران رفتن به بیراهه است.

🔸در لیبرال دمکراسی ها قانون اساسی تبعیض بر اساس زبان، قومیت یا مذهب را ممنوع می‌کند.محور اصلی «شهروند» است، نه «قوم» یا مذهب . یعنی حقوق برابر به فرد صرف نظر از تعلق قومی و مذهب و نژاد و… تعلق می گیرد . همه شهروندان در برابر قانون برابرند و از فرصت های برابر برخوردارند . این الگو برای ایران آینده مناسب تر از تقسیم کشور بر اساس خطوط قومی است .
➖➖➖➖
#پاسارگادنیوزKFP
🌐🌐 @PN_KFP

Comments

Be the first to add a comment