باز هم بحث پاورشل
این بار جواب به مغالطه فلسفی

مساله :
دوستی عنوان کرد که چون در ایران هانت و فارنزیک ضعیف است، پس PowerShell را نباید روی کلاینت‌ها فعال کرد


من چه می‌گویم؟

در این بحث، اگر از منظر فلسفهٔ استدلال و فلسفهٔ علم نگاه کنیم، استدلال «چون در ایران هانت و فارنزیک ضعیف است، پس PowerShell را نباید روی کلاینت‌ها فعال کرد» نمونه‌ای روشن از مغالطهٔ فلسفی است، نه یک تحلیل عقلانی.

نخستین خطا، استنتاج از فقدان است. نبودِ یک توانمندی (هانت و فارنزیک) به‌عنوان دلیل برای حذف یک قابلیت دیگر به کار می‌رود. در منطق، فقدانِ ابزار شناخت هرگز دلیلی برای نفیِ موضوع شناخت نیست. این استدلال شبیه این است که بگوییم چون میکروسکوپ نداریم، مطالعهٔ بیماری‌های میکروسکوپی بی‌معناست. مشکل در ابزار فهم است، نه در موضوع.

دومین مغالطه، علیت معکوس است. در فلسفهٔ علم، ابزار مشاهده و داده‌سازی مقدم بر تحلیل و نظریه‌اند. اما این استدلال می‌گوید چون تحلیل نداریم، پس منبع داده را حذف کنیم. به بیان دیگر، فقدان تحلیل به‌جای آنکه انگیزه‌ای برای ایجاد ابزار شود، به توجیه حذف آن تبدیل شده است.

سوم، این دیدگاه گرفتار تعصب وضع موجود است. وضعیت فعلی سازمان یا کشور به‌عنوان معیار حقیقت و عقلانیت فرض می‌شود؛ در حالی‌که عقلانیت علمی دقیقاً برای عبور از محدودیت وضعیت موجود شکل می‌گیرد، نه تثبیت آن.

در نهایت، این استدلال نمونه‌ای از تبدیل جهل به اصل تصمیم‌سازی است. ندانستن یا ناتوانی عملی به‌جای آنکه مسئله تلقی شود، به مبنای سیاست‌گذاری ارتقا داده می‌شود. از منظر فلسفی، چنین منطقی نه‌تنها امنیت تولید نمی‌کند، بلکه آگاهانه انتخاب می‌کند که «کمتر ببیند» تا با واقعیت تهدید مواجه نشود.

Comments

Be the first to add a comment