#حسینیه
✅ روایت پنجم: مادری که خواهر بود!
▪️لابد اگر کسی از شما میپرسید عون برایتان عزیزتر است یا محمّد؟ میگفتید: حسین! پسرها هم میدانستند دلِ شما را بیشتر از همه، محبت حسین آکنده. عشق حسین، شیره جان شما بود که به عون و محمّد نوشانیده بودید. پسرها از روز اول توی آیینه چشمهای شما فقط حسین را دیده بودند. نَسَبی که پسرها به جعفرِطیّار داشتند، کارِ شما را راحتتر کرده بود؛ کارِ حسینی بزرگکردنشان را. اینها را حالا که مهیای میدانرفتن میشوند، مرور میکنید. حالا که حلقههای زنجیره تعلق مادری را یکییکی پاره میکنید. حالا که دریای مهرِ مادری را به اقیانوس عشق حسینی میرسانید. توی خیمه نشستهاید که خبر میآورند؛ عون رفت. محمّد هم. اشکهایتان را پاک میکنید. حالا شما دیگر فقط خواهرِ حسین هستید. شما از اولش هم بیش از مادرِعون و محمّد بودن، خواهرِ حسین بودید. بس که عزیز و بزرگ و دوستداشتنیست این برادر.
🙏 سلام مادرِ عون! سلام مادرِ محمّد! سلام بر دامانی که دو فدایی برای حسین پرورید؛ دو یلِ عاشورایی.
✍️ مریم روستا
@AllameTabatabaei