چرا نابرابری معضل‌آفرین است؟

محمدرضا جلائی‌پور

کتاب «چرا نابرابری معضل‌آفرین است؟»، نوشتهٔ تی‌.ام. اسنکلن، که خوشبختانه توسط خانم نرگس سلحشور در حال ترجمه به فارسی است یکی از بهترین کتاب‌های تاکنون‌منتشرشده دربارهٔ اهمیت توجه به نابرابری است. اسکنلن هم همچون دیگر شاگردان برجسته و هم‌فکران جان رالز مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده در زندگی ما را نهادها (از جمله نهادهای حکمرانی) می‌داند و برای بسط عدالت و کاهش نابرابری، اهمیت «طراحی‌های نهادی» و «اصلاحات ساختاری» را بیش از تغییر رفتارِ شهروندان در سطح فردی محسوب می‌کند.

در جریان اصلیِ سیاست‌گذاری اقتصادی و آثار فلاسفهٔ اخلاق نتیجه‌گرا (از جمله پیتر سینگر) در دهه‌های گذشته توجه به کاهش فقر محوریت بیشتری یافته است. اما فیلسوفان سنت قراردادگرایی و برابری‌خواهی استدلال می‌کنند که کاهش فقر کافی نیست، و حتی اگر فقر ریشه‌کن‌ شود، به دلایلی که بهترین صورت‌بندی‌اش در همین کتاب اسکنلن آمده است، ضروری است که نابرابری نیز در میان شهروندان کاسته شود. در این کتاب اسکنلن استدلال می‌کند که نابرابری لااقل به شش دلیل معضل‌آفرین است و شایسته‌است کاهش پیدا کند: ۱- تفاوت‌های تحقیرکننده‌ای میان منزلت انسان‌ها ایجاد می‌کند ۲- به ثروتمندان اشکالی از قدرت غیرقابل‌قبول بر کم‌برخورداران می‌دهد ۳- برابریِ فرصت‌های اقتصادی را از میان می‌برد ۴- انصافِ نهادهای سیاسی را از میان می‌برد ۵- ناقض توجهِ برابرِ دولت به منافع همهٔ شهروندان است و ۶- مبتنی بر نهادهای اقتصادی‌ای است (از جمله وراثت) که غیرمنصفانه اند.

اسکنلن در این کتاب به سبکی تحلیلی و با زبانی روشن و دقیق استدلال می‌کند چرا اگر یک نهاد بدون دلیل موجه و کافی اختلاف زیادی در درآمد و ثروت شهروندان ایجاد کند غیرمنصفانه است، چرا باید همهٔ شهروندان به ابزارهای تاثیرگذاری بر نتیجهٔ انتخابات و تعیین سیاست‌های عمومی دسترسی داشته باشند و چرا نابرابری اقتصادی وقتی از حدی بیشتر می‌شود مانع برابری سیاسی است. تفکیکی که اسکنلن میان «نابرابری‌های عادلانه‌» و «نابرابری‌های غیرعادلانه» می‌کند هم از مباحث پراهمیت این کتاب است. اسکنلن هم مثل رالز نابرابری را تنها در صورتی و در حدی قابل پذیرش می‌داند که اولا رفع آن مستلزم تجاوز به آزادی‌های اساسی شهروندان باشد و ثانیا بدون آن حد از نابرابری نظام اقتصادی نتواند به نفع همهٔ شهروندان عمل کند.

اسکنلن نیز باور دارد که «فقر معیشتی» بر «فقر منزلتی» و «فقر فاعلیت» موثر است و برای کاهش نابرابری، مالیات‌گیری تصاعدی و بازتوزیع کارآ ضروری است. از نظر او اولا «تامین منابع لازم برای تامین خیر همگانی» و ثانیا «مشروعیت‌بخشی به نظام مالکیت و مبادلات» دلایل کافی و مستحکمی برای دفاع از نظام مالیاتی پلکانی و تصاعدی فراهم می‌کند، چرا که «حق مالکیت» خارج از نهادهای اجتماعی و قراردادِ دولت و ملت بی‌معنا است و مشروعیت نظام سیاسی هم مشروط به این است که به نفع همهٔ شهروندان باشد. او در این کتاب همچنین استدلال‌های قدرتمندی در دفاع از کاهش اختلاف دستمزد نیروی کار و مدیران، تقویت تور حمایتی اجتماعی از نیروی کار (از جمله بیمه بیکاری و افزایش حداقل دستمزد) و تقویت برنامه‌های مهارت‌آموزی به بیکاران و تسهیل و کارآسازی کاریابی ارائه می‌کند.

در ایران امروز اغلب رسانه‌ها و صندلی‌های نهادهای حکمرانی در کنترل و خادمِ منافعِ چند دهک (اگر نه چند صدکِ) فرادست جامعهٔ ایران‌اند و توجه به استدلال‌های این کتاب برای فعالان مدنی و سیاسی، پژوهشگران اقتصاد و جامعه‌شناسی و دغدغه‌مندان خیر همگانی در ایران ضروری‌تر از قبل شده است. پاره‌ای از پیشنهادات سیاستیِ کتاب، از جمله تامین بودجهٔ کمپین‌های سیاسی از منابع عمومی، محدودسازی مبالغی که ثروتمندان می‌توانند در انتخابات هزینه کنند و تامین هزینهٔ چند رسانهٔ عمومی از منابع عمومی (به جای اتکایشان به حمایت ثروتمندان)، هم برای علاقمندان سیاست‌گذاری عمومی شایستهٔ توجه‌ است.

اسکنلن، استاد برجستهٔ فلسفهٔ دانشگاه هاروارد، اگر نه مهم‌ترین، لااقل یکی از مهم‌ترین فیلسوفان برابری در جهان معاصر است. امیدوارم کتاب «آن‌چه به یک‌دیگر بدهکاریم» از اسکنلن هم به فارسی ترجمه شود و در کنار ترجمهٔ آثار برگزیدهٔ دیگر متفکران برجستهٔ «قراردادگرایی[5]» و «برابری‌خواهی[6]» در سنت رالزی – که به همت جواد حیدری به مخاطبان فارسی‌زبان هم معرفی شده‌اند - به غنای منابع و مبانیِ نظری عدالت‌خواهی و اصلاح‌طلبی در سنتِ لیبرالیسمِ اجتماعی و برابری‌خواه به زبان فارسی کمک کند. در این سنت، توجه به بهبود وضعیت ضعیف‌ترین شهروندان بر سایر اهداف سیاستی مقدم داشته می‌شود.

متن کامل


جان آگه با #فرهیختگان

Comments

Be the first to add a comment