🔻طنز، هجو و هزل در قرآن؛ نگاهی به کتاب «طنز مقدس»
✍عظیم محمودآبادی


📌پیوند به متن کامل این گزارش در سایت دین آنلاین

https://www.dinonline.com/27260

هرچند در طول تاریخ، قرآن از زوایا و جنبه‌های مختلف مورد توجه و ارزیابی قرار گرفته است اما در عصر و زمانه ما نگاه زیبایی شناختی و زبان شناختی به این متن مقدس، در صدر قرار گرفته است؛ نگاهی که از قضا به نظر می‌رسد با هم‌روزگاران نزول آیات این کتاب بیشترین قرابت و نزدیکی را دارد.

📚خرید مستقیم کتاب طنز مقدس
از طریق سایت کتاب طه👇👇
https://zaya.io/bdrc0

🔸خریداز کتابسرا طه 👇👇👇👇👇
۰۲۵-۳۷۸۴۸۳۲۶


🔸یکی از تازه‌ترین آثاری که با همین رویکردِ هنری – زیبایی شناختی به قرآن پرداخته، کتاب «طنز مقدس» است.

«طنز مقدس» البته نگاهِ زیبایی‌شناختی به قرآن را صرفاً محدود و محصور به مواردی کرده که آیات قرآن درصدد بیانِ معنایی با زبان طنز بوده است.

نویسنده در اثر خود با صورتبندی مناسبی از لطیفه، شوخی، طنز، هزل و هجو سعی می‌کند آیاتی که در قرآن از این نوع زبان بهره گرفته است را نشان دهد.

این طنز گاه ساختاری و برآمده از ساختارِ هنری قرآن است – از جمله نویسنده استناد به آیاتی نظیر «فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ» دارد؛

چنانکه می‌دانیم «بشارت»، مفهومی است که برای امور نیکو و خیر به کار برده می‌شود اما قرآن کریم در پاره‌ای موارد کافران و ظالمان را به عذابِ دردناک نه «انذار» بلکه «بشارت» می‌دهد- و گاه در طنزی است که در قصص و داستان‌ها به کار رفته از جمله ماجرای یونس، برخی از دیالوگ‌های خدا با موسی و … .

علاوه بر اینها، نویسنده همچنین با اشاره به برخی از آیاتی که در آنها نوعی از «هجو» به کار رفته سویه دیگری از ادبیات هنریِ قرآن را نشان می‌دهد. از آنجمله است آیات مربوط به ابولهب عموی کافرِ پیامبر (ص)؛

به باور نویسنده این کتاب، آیه «سَیصْلَیٰ نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ؛ بزودی در آتشی پرزبانه درآید» (مسد/۳، ترجمه محمدمهدی فولادوند)، اِخبار و آینده‌نگری نیست: «بلکه قرآن با این کار می‌خواهد چهره واقعی ابولهب و اعمال او را بر ملأ سازد و او را به این طریق سرجایش بنشاند تا دیگر بر مال و شخصیت اجتماعی خود فخر نفروشد و به این ترتیب او را متوجه سرانجام دردناکِ راهی سازد که در پیش گرفته است.» (طنز مقدس، علی نجفی، انتشارات کتاب طه، چاپ اول؛ ۱۳۹۹، صص ۹۷ و ۹۸)

البته راقم این سطور با همه تحلیل نویسنده در این بخش موافق نیست. چراکه از این آیه هر دو برداشت را می‌توان داشت و پذیرفتن یکی ضرورتاً نفی دیگری را در پی ندارد. به معنای دقیق‌تر می‌توان با نظر نویسنده همراه بود که قرآن از نوعی زبانِ خاص در این آیه بهره گرفته تا چهره واقعی ابولهب را نشان دهد و این دشمن فاسقِ پیامبر اسلام را هتکِ حیثیتِ کند و در واقع او را بر سر جای خودش بنشاند و در عین حال می‌توان همچنان همان درک و دریافت سنتی را از این آیه مبنی بر اِخبار سرانجامِ شومِ او داشت و هیچ از این دو برداشت منطقاً نافی یکدیگر نیستند. کما اینکه نویسنده خود در بخشِ پایانی سخنش به این سرانجامِ دردناک اشاره کرده است.

Comments

Be the first to add a comment