به خانواده سها مرتضایی فشار آورده‌اند که دخترشان به جای زندان در بیمارستان روانی بستری بشود. اگر خانواده چنین نکنند سها را زندانی خواهند کرد.

لنین جوان وقتی داستان کوتاه «اتاق شماره شش»، نوشته‌ی آنتوان چخوف را خواند از آن لذت برد اما خاطرش مکدر و منزجر نیز شد.

لنین در مورد این کتاب چنین می‌گوید:
«دی‌شب که خواندن این داستان کوتاه را تمام کردم، حقیقتا احساس می‌کردم مریض شده‌ام. نتوانستم در اتاقم بمانم، بلند شدم و از خانه بیرون رفتم. احساس می‌کردم در اتاق شماره شش زندانی شده‌ام.» (لنین، نوشته رابرت سرویس، ترجمه بیژن اشتری، نشر ثالث، ص۱۱۷)

این داستان خواندنی، داستان اتاقی است در یک بیمارستان روانی در مسکو که در این اتاق جوان اهل اندیشه‌ای نیز بستری است. این جوان به دستور «اوخرانا»، پلیس مخفی تزار، دستگیر شده است.
پزشک معالج این جوان که «آندره افیمیچ» نام دارد، پس از ملاقات با این بیمار پی می‌برد که او تنها عاقلی است که در شهر می‌شناسد.

دیدارهای مکرر پزشک معالج و این جوان و بحث‌های فلسفی و اجتماعی‌شان سبب می‌شود که این طبیب را نیز دیوانه بپندارند و به زور او را در همان اتاق شماره‌ی شش بستری کنند. یک روز و در یکی از هواخوری‌ها، این پزشک که قصد خروج از ساختمان بیمارستان را داشت توسط نگهبان مضروب می‌شود و در نهایت می‌میرد.

پس از انقلاب اکتبر و به قدرت رسیدن لنین و پس از آن استالین، یکی از شیوه‌های حذف مخالفان سیاسی و منتقدان، انتقال آن‌ها به بیمارستان روانی بود. درست کاری که این روزها جمهوری‌اسلامی قصد دارد با #سها_مرتضایی کند.

گذر تاریخ نشان داده است که دیوانگان واقعی دیکتاتورهایی هستند که سرنوشت ملتی را به تباهی می‌کشند و نه آن‌هایی که دلیرانه مقابل این دیوانگان ایستادگی می‌کنند.
.
برگرفته از فیسبوک آقای بهزاد مهرانی

#سها_مرتضایی #دانشجو #حق_تحصیل #دانشجوی_ستاره_دار

مرتبط:
کتاب "اهریمن در تاریخ"
http://bit.ly/2FlFg1p

@Tavaana_TavaanaTech

Comments

Be the first to add a comment