هوشنگ ابتهاج: چای میخوردیم پنج زار پول چای نداشتیم کسرایی رو مینشوندیم تو کافه میرفتیم تو خیابون داد میزدیم؛ کمیته نجات شاعر مردمی کسرایی، میگفتند چی شده کسرایی رو گرفتند؟ میگفتیم نه پول چای رو ندادیم اونو گرو گذاشتیم. دو تومن جمع میشد هم کسرایی نجات پیدا میکرد هم دوتا چای دیگه میخوردیم.
*پیرپرنیان اندیش خاطرات هوشنگ ابتهاج
صفحه ۱۷۱
شاید اگه این چپ ها تصمیم میگرفتن کار کنن، اصلا انقلاب نمیشد. الان هم میبینین برای گرفتن پول و فاند از غربی های خائن به ایران و ایرانی چه له له می زنند،
@PN_KFP