هوشنگ ابتهاج: چای میخوردیم پنج زار پول چای نداشتیم کسرایی رو مینشوندیم تو کافه میرفتیم تو خیابون داد میزدیم؛ کمیته نجات شاعر مردمی کسرایی، میگفتند چی شده کسرایی رو گرفتند؟ میگفتیم نه پول چای رو ندادیم اونو گرو گذاشتیم. دو تومن جمع میشد هم کسرایی نجات پیدا میکرد هم دوتا چای دیگه میخوردیم.
*پیرپرنیان اندیش خاطرات هوشنگ ابتهاج
صفحه ۱۷۱

‏شاید اگه این چپ ها تصمیم میگرفتن کار کنن، اصلا انقلاب نمیشد. الان هم میبینین برای گرفتن پول و فاند از غربی های خائن به ایران و ایرانی چه له له می زنند،

@PN_KFP

3 comments

Rasti
بخدا دروغ گفته این پلشته (جرثومه) چپول ، از من که در دهه هفتم عمر هستم بپرسید در آن روزگاران جز تعداد بسیار اندکی از روشنفکرها و دانشجوها کسی سیاوش کسرایی شاعر نادم توده ای را نمی شناخت آنوقت این ابتهاج دروغگو صحنه را با مهارت تمام طوری طراحی کرده که وسط کوچه و بازار داد بزنه کمیته نجات کسرایی انگار مردم همه او را می شناسند و دم به دم منتظر اخبار از او هستند ! خواهشمندم با بازتاب دروغ های بیشرمانه این گور به گور شده ، برای چپها آبرو نخرید . چپولها نه آن زمان عددی بودند و نه امروز . گول نخورید و با گول خوردن خودتان ، عده از جوانان امروز را نیز گول نزنید
چپولها یک نسخه کامل از اخوندها هستند چه از نظر تنبلی و بیعاری و مفتخوری چه از نظر دروغگویی و حرافی و مغلطه کردن هر دوشون هم خائن اند و هم به هیچ چیزی ایمان ندارند و ظاهر سازند و پلشت برای همین همیشه در انتهای راه به یک لنجنزار منتهی میشن. مرگ بر همه خاینین
چپها نسخه یرابر با اصل ملاها هستند. دروغگو و مغلطه کن ، خائن و پلشت مفتخور و تن پرور که فقط بلدن زر بزنند و فکر میکنند بخاطر همون زرهای مفتی که میزنن باید دیگران بهشان پول بده. دقیقا مثل اخوندها میرن بالای منبر یه مشت دروغ و چاخان تحویل مردم میدن عین اخوندها مغزشون فریز شده و یک حرف و یک ایدئولوژی را دنبال میکنند و حاضر نیستند چشم گورشونو باز کنن نتیجه کثافتی که زدن را ببینند متحجر و عقب افتاده ذهنی و متعصب که همین باعث میشه نفهمید دور و برشان چه میگذرد. مرغشان هم یک پا دارد که امیدوارم آن یکی پایشان هم قلم شود. مرگ بر سه مفسد ملا چپی مجاهد