اگر جمهوری اسلامی(کل کارکنان و پایوران از خرد تا کلان و از عیان تا نهان) را در نظر نگیریم با دو گروه مواجه هستیم؛ #ایرانگرایان و #عقبماندگان_ذهنی
عقب ماندگان ذهنی غرق در کینه و حسادت، چشمانشان کور و گوشهایشان کر و مغزشان بیمار است. حاضرند از بغض "پهلوی" و "جمهوری اسلامی" به حب "هیچ" برسند. آنها بیمارند.
آنها بیمار مغزی هستند که بز دستشان نباید داد تا چه رسد به دزد و چه رسد به مشارکت سیاسی!
در بهترین حالت پس از استقرار حکومت قانون، آنجا که امنیت و توسعه تضمین شد، تازه میتوان به آنها گفت :
" بفرمایید اینهم بستر مناسب برای بهبودی بیماری مغزیتان. "
ابتدا باید آدم شده و به جمع ایرانگرایان بپیوندند تا بتوانند در مشارکت سیاسی سهیم باشند. مانند نقش چپها در انگلستان و یا در اروپا که اساس آن کشورها را پذیرفتهاند. نه برعکس آن که امروز به آنها فرصت دهیم تا احساس آدم بودن کنند!
وقتی گفته میشه #ایرانگرایان یعنی طیف بزرگی از پادشاهی خواهان و لیبرالیستها و برخي از جمهوری خواهان مستقل اما ایرانخواه و همچنین خوشبختانه قشر مذهبی جامعه.
#قشر_مذهبی_جامعه #اساس ایران را میفهمد اما شاید هنوز #ضرورتها را درک نکرده باشد. به اندکی اعتمادسازی نیازمند است و این کار شماست.
اگر دنبال نجات ایران هستید، در شرایط فعلی منتظر قشر خاکستری جامعه نباشید. اقناع این قشر کار من و شما نیست چون ابزار این کار دست حکومت مستقر میباشد(حالا هر حکومتی).
تنها در یک صورت میتوان از قشر خاکستری انتظاری داشت که آنهم همه گروههای فکری فقط #یک_حرف بزنند که با وجود عقب ماندگان ذهنی این امر میسر نیست.
اگر شیطنتهای #تجزیههراسی و #اسلامهراسی عقب ماندگان ذهنی نباشد، مابقی حرف همدیگر را میفهمند. این "مابقی" فقط شامل ایرانخواهان نیست. بلکه شامل کل جمهوری اسلامی هم میباشد که در ابتدای متن گفتم.
اگر هیجانات دروغین عقب ماندگان ذهنی نباشد، جوانان مملکت به کام مرگ ضحاک فرستاده نمیشوند.
دنبال این هم نباشید که عقب ماندگان ذهنی سایبری کدام جریان هستند. اصلا اهمیتی ندارد. وقت تلف کردن است.
تنها میماند قشر مذهبی جامعه که با قشر خاکستری در هم تنیده اند. مخاطب شما باید بصورت آشکار مذهبی ها باشند.
بدون هیچ رحم و گذشتی باید با بولدوزر از روی #عقبماندگان_سیاسی عبور کرد تا بیش از این وقت جامعه گرفته نشود و به تلفات جانی جوانان ایران و صدمات روحی خانواده های ایرانی افزوده نشود تا خوراک ضحاک قطع گردد تا بدینگونه برای قشر مذهبی اعتمادسازی صورت گیرد.
پ.ن کاملا جدی:
من بشخصه با تمام اختلافات اساسی با بازجوی اطلاعات، باز حرف همدیگر را بهتر میفهمیم؛
با بسیجی، سپاهی و مذهبیام، باز حرف همدیگر را بهتر میفهمیم.
اما با یک چپی که آشنای بسیار نزدیک من هم اگر باشد، باز حرف ما را نمیفهمد؛ سرشار از کینه، لجوج، حسود، نفهم و در یک کلام انتلکچوال.
بارها به نتیجه رسیدم که آنها بیمارند؛ بیمار مغزی. با لفاظی و شیادی جامعه را دچار تشدد فکری و سردرگمی میکنند.
میگویند "این" نه و "آن" هم نه!
میگوییم پس چی؟!
میگویند دموکراسی!
میگوییم کدام دموکراسی؟! لال مونی میگیرند!
از مجاهد مریم تروریست گرفته تا علی تجزیه طلب، از اسی تا مصی همگی میگویند دموکراسی!
جمهوری اسلامی هم میگوید سالی یکبار انتخابات داشتیم، پس دموکراسی داریم!
میبینید چقدر فریب در این واژه دموکراسی نهفته است!
بیمار مغزی را نباید به حساب بیارید، بستر مناسب برای درمانش را فراهم کنید، بدون دخالت آن بیمار.
ما نباید به بهانه مخالفت با جمهوری اسلامی تمام کاسه کوزه های ایران را بشکنیم. ما میخواهیم ایران را نجات دهیم. بیماران_مغزی در این راه هیچ کمکی نخواهند کرد که هیچ، مانع نجات ایران هستند.
@flithhttps://t.me/flith/13058