دیدمت میان رشته های آهنین:
دست بسته،
در میان شحنه ها.
در نگاه خویشتن
شطی از نجابت و پیام داشتی.
آه!
وقتی از بلند اضطراب
تیشه را به ریشه می زدی،
قلب تو چگونه می تپید؟
ای صفیر آن سپیده ی تو
خوش ترین سرود قرن!
شعر راستین روزگار!
وقتی از بلند اضطراب
مرگ ناگزیر را نشانه می شدی،
وز صفیر آن سپیده دم
جاودانه می شدی،
شاعران سبک موریانه، جملگی،
با: ” بنفشه رسته از زمین
به طرف جویبارها “*،
با: ” گسسته حور عین
ز زلف خویش تارها “*،
در خیال خویش،
جاودانه می شدند!
آنچه در تو بود،
گر شهامت و اگر جنون
با صفیر آن سپیده
خوش ترین چکامه های قرن را
سرود.
«شفیعی کدکنی»
*اشاره کنایهای دارد به شعر قاآنی در مدح و ستایش اختر شهریاری و صدف گوهر تاجداری سترکبری و مهدعلیا مام خجستهٔ شهریار کامگارناصرالدین شاه قاجار ادامالله اقباله
@designmanufacturing