🔵‍ مهدی خان‌بابا تهرانی؛ روایت یک نسل، میان آرمان انقلاب و آرزوی آزادی


درگذشت مهدی خان‌بابا تهرانی در فرانکفورت، در ۲۷ مهر ۱۴۰۵، پایان زندگی یکی از چهره‌های شناخته‌شده تاریخ چپ ایران و فرصتی برای بازخوانی تجربه نسلی است که بخش بزرگی از عمر خود را در راه مبارزه با استبداد، عدالت اجتماعی و آزادی سیاسی سپری کرد.

خان‌بابا تهرانی در سال ۱۳۱۳ در تهران متولد شد و از جوانی به فعالیت سیاسی روی آورد. او که کار سیاسی خود را در سازمان جوانان حزب توده ایران آغاز کرده بود، در ادامه از این جریان فاصله گرفت و در شکل‌گیری سازمان انقلابی حزب توده ایران نقش داشت. سال‌هایی از زندگی او در چین و اروپا گذشت؛ در دورانی که اختلافات ایدئولوژیک در جنبش کمونیستی جهان، مبارزات ضد استعماری و جنبش دانشجویی ایرانیان خارج از کشور، فضای سیاسی نسل او را شکل می‌دادند. او از فعالان جنبش دانشجویی و کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی بود؛ تشکلی که در مبارزه با حکومت پهلوی و بازتاب دادن صدای مخالفان در عرصه بین‌المللی نقشی مهم ایفا کرد.

با انقلاب بهمن ۱۳۵۷، خان‌بابا تهرانی به ایران بازگشت و در شکل‌گیری جبهه دموکراتیک ملی مشارکت کرد؛ جریانی که در برابر محدود شدن آزادی‌های سیاسی و تمرکز قدرت در دست روحانیت حاکم ایستاد. سرکوب نیروهای مستقل و بسته شدن فضای سیاسی، بار دیگر او را به تبعید کشاند. تجربه سال‌های مبارزه، انشعاب‌های تشکیلاتی و شکست‌های سیاسی، به‌تدریج او را به بازاندیشی در سنت‌های فکری و عملکرد بخش‌هایی از چپ ایران سوق داد؛ به‌ویژه در زمینه نسبت میان عدالت اجتماعی، آزادی فردی و دموکراسی.

یکی از منابع مهم برای شناخت زندگی و اندیشه او، کتاب «نگاهی از درون به جنبش چپ ایران؛ گفت‌وگو با مهدی خان‌بابا تهرانی» به کوشش حمید شوکت است. این اثر، فراتر از خاطرات یک فعال سیاسی، روایتی از فراز و فرودهای چپ ایران، امیدهای انقلابی، اختلافات ایدئولوژیک و دشواری‌های فاصله گرفتن از الگوهای اقتدارگراست. اهمیت چنین روایتی در آن است که تاریخ را نه مجموعه‌ای از قهرمانان بی‌خطا، بلکه تجربه‌ای انسانی و پیچیده، آمیخته با آرمان، خطا، فداکاری و ضرورت بازنگری نشان می‌دهد.

زندگی خان‌بابا تهرانی را نمی‌توان بدون تناقض‌ها و محدودیت‌های تاریخی نسل او فهمید. بخشی از چپ ایران، در مسیر مبارزه با سلطنت، از اهمیت استقلال سیاسی و آزادی‌های دموکراتیک غافل ماند و نتوانست در برابر استقرار اقتدارگرایی پس از انقلاب، نیرویی مؤثر و متحد بسازد. بازخوانی تجربه او یادآور این حقیقت است که عدالت اجتماعی، اگر از آزادی و حق انتخاب و مخالفت جدا شود، نمی‌تواند به رهایی انسان بینجامد.

با درگذشت مهدی خان‌بابا تهرانی، یکی از شاهدان و بازیگران تاریخ پرحادثه چپ ایران از میان ما رفت؛ اما پرسش‌هایی که زندگی او با خود حمل می‌کرد، همچنان زنده‌اند: چگونه می‌توان با استبداد مبارزه کرد، بی‌آنکه در دام اقتدارگرایی افتاد؟ چگونه می‌توان عدالت را با آزادی و برابری را با تکثر سیاسی پیوند زد؟ شاید مهم‌ترین ادای احترام به او، نه تقدیس گذشته، بلکه آموختن از امیدها، پایداری‌ها و خطاهای نسلی باشد که آرزوی تغییر ایران را در سر داشت.

یادش گرامی

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment