روزی در یکی از کلاسها، یکی از دانشجویان گفت:
«من فقط به حرف آدمهایی که قشنگ و محترمانه حرف میزنند گوش میکنم و حرفشان را قبول میکنم.»
از او پرسیدم:
اگر یک نفر حرف درستی داشته باشد، اما آن را با لحنی تند، قاطع و ناخوشایند بیان کند،
و یک نفر دیگر حرفی نادرست و غیر اصولی داشته باشد، اما همان حرف را با لحنی زیبا، آرام و مؤدبانه بیان کند؛
کدام را ترجیح میدهی؟
این پرسش، یک تفکیک مهم را به ما یادآور میشود:
شکلِ بیانِ قشنگ و دلنشین، ضامنِ درستیِ محتوا و فکر نیست.
شوربختانه در زمانهای زندگی میکنیم که بسیاری از ایدههای نادرست و حتی ویرانگر، با بیانی جذاب و در پوشش کلماتی دلنشین و احساساتبرانگیز بیان میشوند؛ و ما گاهی پیش از آنکه درباره خودِ ایده و منطقی که پشت آن است پرسش کنیم، تحت تأثیر زیبایی کلمات و خوشایند بودن لحن، آن را میپذیریم.
در مقابل، ممکن است کسی درباره همان ایده پرسشهایی جدی اما تلخ مطرح کند؛ صریح، تند و بیپرده حرف بزند و چون شیوه بیانش برای ما خوشایند نیست، اساساً به محتوای حرفش گوش ندهیم.
درنگِ پرسشگرانه:آیا صرفاً به خاطر لحنِ مؤدبانه، احساساتی و دلنشینِ گوینده، به او گوش میدهیم و حرفش را میپذیریم؟
یا درباره نظام فکری، شیوه استدلال و پیامدهای حرف او نیز تفکر و پرسشگری میکنیم؟
تجویزِ پادیادگیری:تمرین کنیم تا درستیِ یک حرف را از شیوه بیان آن جدا کنیم.
حرف درست، چنانچه با بیان خوشایند همراه شود که بهترین حالت است؛
اما اگر ناگزیر به انتخاب باشیم، مسئولیتِ فردی و اجتماعی ما این است که کلام درست اما تلخ و گَزنده را به حرفِ نادرستِ دلفریب ترجیح دهیم.
#پادیادگیری
#تفکر_پرسشگرانه
@HosseinGaeeni