ادیبان معاصر ایران برای برون رفت از نکبت، آوارگی، فقر و اضمحلال ایران به چه تفکری رجوع کردند و از چه کسی یاد میکردند؟

#ایرج_میرزا

تجارت نیست، صنعت نیست، ره نیست
امیدی جز به #سردارسپه نیست

رعایا جملگی بیچارگانند
که از فقر و فنا آوارگانند

ز ظلم مالک بی دین هلاکند
به زیر پای صاحب ملک خاکند

تمام از جنس گاو و گوسفندند
نه آزادی نه قانون می پسندند ....

#میرزاده_عشقی

چه ذلتها کشید این ملت زار
دریغ از راه دور و رنج بسیار

ترقی اندر این کشور محال است
که در این مملکت قحط الرجال است

خرابی از جنوب و از شمال است
بر این مخلوق آزادی وبال است

نباید پرده بگرفتن ز اسرار
که گردد شرح بدبختی پدیدار

اگر پیدا شود در ملک یک فرد
بمانند #رضا خان جوان مرد

کنندش دوره فورا چند ولگرد
به فکر اینکه باید ضایعش کرد

#پروین_اعتصامی

نـــــور دانـش را زچشم #زن نهـــان می‌داشتند
این نـــــدانستن ز پستی و گرانجـــــــانی نبود
خسروا، دست تـــــوانای تــــو، آسان کــــرد کار
ورنـــــــه در این کـــار سخت امیــد آسانی نبود

#شه ‌نمی‌شد گر‌در این گمگشتـــه کشتی‌ناخدای
ســــــاحلی پیـــــدا از این دریــای طوفانی نبود

بایـــد این انـــوار را #پروین بـــــه چشم عقــل دید
مهــــــر رخشان را نشایـــــد گفت نــورانی نبود...


اگر امروز حضور داشتند، چه کسی را فرا میخواندند؟؟

@flith

Comments

Be the first to add a comment