#الف

🔹معادلۀ انطباق!

▫️شورای سردبیری: ایرانی‌ها غالباً در حیرت‌اند که اعمال متناقضِ حکومتِ خود را چگونه درک کنند یا توضیح دهند. برخی مفسران جز اینکه ریشۀ رفتار حکومت را فقه شیعه و باورهای اسلامی بدانند چیزی در چنته ندارند، که بسیار ساده‌لوحانه است. برخی دیگر با ذهنیتِ دایی جان ناپلئونی وضعیت کشور را صرفاً نتیجۀ وابستگیِ حکمرانان به ارادۀ کشوری دیگر می‌دانند. نداشتنِ سواد و نشناختنِ زمانه توضیح دیگری است که البته درست است اما پاسخ کاملی نیست. علت این است که در هر تصمیم و حرکتِ حکومتِ فعلی، پیشرانه‌ها و مؤلفه‌های متعددی هست هرچند که معمولاً بود و نبودِ یک مؤلفه و متغیر بیشتر به چشم می‌آید؛ مثلاً در همین ماجرای اخیرِ حجاب، رفتار حکومت را نه می‌توان با پیشرانۀ عقیدتی توضیح داد، نه با انگیزۀ سیاسی و نه امنیتی؛ اما ترکیبی از همۀ آن‌ها در پس این ماجرا بود که مقاصد امنیتی و کنترلِ اجتماعی در آن پررنگ‌تر است. چگونه باید با تصمیم‌ها و اعمالِ درست و غلطِ حکومت مواجه شد؟ باید مؤلفه‌های اصلیِ تصمیم‌سازیِ حکومت را بازشناخت!

برای یافتنِ این مؤلفه‌ها باید رفتارِ حکمرانِ جمهوری اسلامی را در برخورد با مسائل پیشِ‌رویش وارسی کرد. این رفتارها الزاماً اشتباه نیستند و مجموعه‌ای از تصمیم‌ها و رفتارها این مؤلفه‌ها را در خود متبلور می‌کنند. به‌عنوان نمونه‌ای از تصمیم‌های درست، می‌توان دو مورد را که اتفاقاً هر دو به افغانستان مربوط می‌شود ذکر کرد: کنار گذاشتنِ ملاحظاتِ قدیمی و ظاهراً عقیدتی دربارۀ ایالات‌متحده و راه دادن به ارتش آن برای آنکه در سال ۲۰۰۱ ریشۀ طالبان را از همسایگیِ ایران بکند. مورد دوم هم به طالبان مربوط می‌شود و آن تصمیم درست وقتی بود که حکومت فهمید آمریکا و طالبان برای برگشتِ طالبان به قدرت توافق کرده‌اند و ایران خواهی‌‌نخواهی، دوباره همسایۀ طالبان می‌شود و بهتر است با آن کنار بیاید.

برای آنکه توضیح دهیم چرا این تصمیمات، درست و به نفع کشور بودند باید مشترکاتِ دو تصمیم را بدانیم تا از آن میان قاعدۀ تصمیم‌سازی در این حکومت را درک کنیم. این مشترکات عبارت‌اند از اینکه اولاً هر دو تصمیم ماهیت ایدئولوژیک نداشتند؛ یعنی تصمیم‌ساز حساب نکرد که آمریکا خصم آشتی‌ناپذیرِ ابدیِ ماست و نباید به کشور مسلمان حمله کند و در مورد دوم می‌دانست «خصم ابدی» و طالبانِ خبیث چه در سر دارند و فارغ از پیشرانۀ عقیدتی، تصمیمِ سیاست‌مدارانه گرفت. همۀ این چشم‌پوشی‌ها، از یکسو ایدئولوژی‌زدایی شده‌اند و از سوی دیگر کاملاً عمل‌گرایانه‌اند و حکومت در آن‌ها با سیمایی پراگماتیست و منطقی ظاهر می‌شود: نتیجه‌گرا، سرد از جنبۀ احساسی و کم‌سخن و پوشیده! همۀ این‌ها کیفیات سیاستمداریِ خردمندانه‌‌اند که معمولاً در سیاست‌ورزی و تصمیم‌سازیِ حکومت‌های نامتکی بر اجماع و حاکمیت مردم دیده نمی‌شود.

🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید

1 comment

جمهوری اسلامی در سیاست خارجی کاملا عملگرا و مبتنی بر رئالیسم سیاسی است. حتی سیاست هسته ای و منطقه ای