یک مادر بهائی از تجربه خود و فرزندش در سال تحصیلی ۱۳۹۸-۱۳۹۷ در یک دبستان هیئت امنایی میگوید: «یک روز که دختر ۹ سالهام به خانه آمد با رفتارهای عجیب او مواجه شدم. او کودکی بسیار پرانرژی است و کمتر پیش میآید که او را اینگونه کسل و ناراحت ببینم. بعد از چند بار که علت را جویا شدم، دخترم با بغض گفت که امروز در مدرسه، در وقت استراحت، هنگامی که با یکی از همکلاسیهایش به مشاجره کودکانه میپردازند، آن کودک به او میگوید: من به بابام گفتم که تو بهائیای. بابام گفت بهائیها نجساند و نونی هم که میخورند حرامه. نباید نزدیکتون شد».
.
عارف حکمتشعار کودک ده سالهای بود که در سال تحصیلی ۱۳۹۴-۱۳۹۵ از تحصیل بازماند و حکم اخراجش توسط مدرسهای در مهر ویلای کرج به دلیل تعلق او و خانوادهاش به مذهب بهائیت صادر شد. خانواده این کودک از حکمهای اخراج مشابه توسط سه مدرسه دیگر هم خبر داده بودند.
.
یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات درباره این شهروندان ایرانی، مبحث حق تحصیل این افراد است که به طور فزاینده و طی سالهای متمادی پس از انقلاب اسلامی، به صورت رسمی و علنی از بهائیان ایرانی سلب شده و تلاشها، فشارها و فعالیتهای حقوق بشری چه از جانب بهائیان ساکن ایران و چه از جانب نهادهای حقوق بشری بینالمللی تا کنون بینتیجه مانده است. دانشجویان بهایی زیادی هر ساله در ایران، با وجود قبولی در کنکورهای مختلف، از تحصیل باز میمانند.
.
این در حالی است که ماده ۲۶ اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد، ماده ۲۸ کنوانسیون حقوق کودکان و ماده ۱۳ کنوانسیون بینالمللی حقوق فرهنگی-اجتماعی-اقتصادی از جمله مواد قانون جهانی و بینالمللی هستند که به همگانیبودن حق تحصیل و آموزش برای همه افراد بشر تاکید میکنند. فارغ از این مواد بینالمللی، اصل سیام قانون اساسی جمهوری اسلامی بر حق تحصیل و رایگانبودن آن برای تمامی ایرانیها تا پایان مقطع متوسطه تاکید میکند.
.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Bahai_Students_Iran_T#بهایی #حق_تحصیل #بهائی #بهائیان_ایران #بازگشائی_دانشگاه #آزار_بهائیان #بازگشائی_مدارس
@Tavaana_TavaanaTech
⚡️یکی از مسائلی که در زندگی حسین بن علی مشهود است و تمام بت سازی های شیعه را با خاک یکسان میکند قضیه "راهزنی حسین بن علی است".
در تاریخ طبری آمده است که حسین بن علی امام سوم شیعیان شخصیت چندان اخلاقمداری نبوده و طبق سنت جد و پدرش اهل دزدی و راهزنی بوده است.
قال 👈ابومحنف👉:حدثنی الحارث بن کعب الوالبی،عن عقبة بن سمعان قال: لما خرج الحسین من مکه اعترضه رُسلُ عمرو بن سعید بن عاص ، علیهم یحیی بن سعید،فقالوا أنصرِف،أین تذهب؟! …والخ
ثم إن الحسین أقبل حتی مرّ بالتنعیم ، فلقی بها عیراً قد أقبیل بها من الیمن،بعث بها بحیر بن ریسان الحمیری الی یزید بن معاویة -وکان عامله علی الیمن-و عای العیر الوَرْسُ و الُلَل یُنطَلقَ بها الی یزید فَأخَذَها الحسین،فانطلق بها،ثم قل لإصحاب الإبل:
لا أکرهکم ،من أحبَّ أن یمضی معنا الی العراق أوفینا کرا ٔ ُ وأحسنا صحبته،ومن أحبَّ أن یفارقنا من مکاننا هذا أعطیناه من الکرا ِٔ علی قدر ما قطع من الأرض.
✍ترجمه: عقبه بن سمعان گوید: وقتی حسین از مکه درآمد فرستادگان عمرو بن سعید بن عاص به سالاری یحیی بن سعید راه او را گرفتند و گفتند: باز گرد، کجا میروی؟!….والخ
آنگاه حسین برفت تا به تنعیم رسید و کاروانی آنجا دید که از یمن می آید و بحیر بن ریسان حمیری که از جانب یزید عامل یمن بود برای وی فرستاده بود که پیش یزید می بردند. حسین کاروان را بگرفت و همراه ببرد(کاروانی که متعلق به وی نبود را صاحب شد), پس از آن به شتر بانان گفت: شما را مجبور نمیکنم، هر که خواهد با ما به عراق آید کرایه او را می دهیم و مصاحبتش را نیکو می داریم وهر که نخواهد همینجا از ما جدا شود کرایه او را به قدر مسافتی که پیموده می دهیم.
📚تاریخ الطبری، جلد پنجم، ص385 و 386 به تحقیق محمد ابراهیم،چاپ دارالمعارف مصر
💥حسین بن علی در راه کربلا به کاروانی تعلق به عامل یزید در یمن بر می خورد که اقلامی را برای یزید به دمشق می برده است. ایشان کاروان را توقیف کرده و اموال آن را صاحب شده و با رأفت اسلامی به شتربانان می فرماید دوست دارید بار را برای من تا عراق بیاورید، دوست ندارید برید.
👈خوب در اینجا ذکر نکاتی حائز اهمیت است:
💢اولا اینکه این امام معصوم و عاری از گناه! مگر برای امر به معروف نرفته بود؟ خوب چرا سر راه دست به دزدی و راهزنی میزند ؟
💢دوما اگر ایشان امام من عند الله است و علم غیب دارد چرا به دوستانش توضیح نداد که من برای شهید شدن میروم؟؟ اصلا مگر ایشان برای انجام فریضه الهی نمیرفت خوب چرا باید اطرافیانش به ایشان اعلام خطر میکردند ؟؟
⚡️باز هم میبینم که تمامی این داستان دروغی بیش نیست و امام حسین نیز مانند باقی اجدادش یک راهزن و دزد بوده که برای در دست گرفتن خلافت و ریاست به راه افتاد ولی مخالفینش از او زرنگتر بودند و چنان درسی بهش دادند تا تادیب شود.
⚡️توجه بفرمایید ذات دزدی به هر روشی محکوم است و اسلامگرایان نمی توانند این دزدی غیر اخلاقی را ماسمالی کنند.
متن شبهه:
‼کربلا صحرا نبود ، جلگه بود ... هوا گرم نبود ، سرد بود !
دهم عاشورای سال 61 هجری قمری برابر با 21 مهرماه سال 59 هجری شمسی است....بله عاشورا در فصل پاییز بود !!!
در این ماه از سال هوا رو به سردی میگذارد لازم به توضیح است که در زمانی که زمین اینقدر آلوده نبوده ، هوا از نیمه دوم شهریور ماه رو بسردی گذاشته و در مهرماه کاملا خنک بوده است . عراق سرزمینی جلگه ای و حاصلخیز میباشد و یافتن کویری خشک و بی آب و علف ( آنگونه که شیعیان میگویند )در آن سخت است.
کربلا دقیقا در کنار رود فرات و تقریبا در مدار جغرافیایی شهر اصفهان قرار دارد و خشک بودن و بیابانی بودن آن در سال 680میلادی کمی نامحتمل است !
رودخانه فرات یکی از پرآب ترین رودخانه های منطقه است که عرض آن در بعضی از نقاط به چند کیلومتر هم می رسد ، پس چگونه ادعا می شود که این رود را سپاه یزید بر سپاه امام حسین بسته است ؟؟؟
در جلگه حاصلخیز کربلا با کندن 4 الی 5 متر می توان به آب رسید. آیا آن 72 تن توانایی کندن زمین را نداشتند ؟؟؟
سپاه حسین بن علی که با کاروانی از شتر ها به آنجا آمده بودند ، آیا نمی توانستند با شیر شتر هایشان از عطش خود و فرزندانشان بکاهند ؟؟؟
👇👇👇👇
#پاسخ شبهه:
✅1ـ دو نفر اسب سوار داشتند بر سر اینکه اسب، چند دندان دارد با هم بحث و جدل می کردند؛ فرد سومی گفت: خوب این همه بحث و جدل برای چیست؟ از اسب بیایید پایین و دندان اسب را بشمارید.
👌کربلا که گم نشده، الحمد لله راه هم که باز است؛ البته اگر بابا بزرگ و مامان بزرگ طرّاحان این شبهه، یعنی آمریکا و وهّابی ها ترورتان نکنند.
بروید زیاد نه، فقط سه، چهار روزی بدون آب، در اطراف کربلا ساکن شوید تا بفهمید که یک من ماست چقدر کره می دهد؟! به خودتان بیل و کلنگ هم ببرید؛ اگر توانستید از بیابانهای کربلا آب دربیاوید، کشور عراق حتماً به شما جایزه هم می دهد.
✅2ـ در شبهه آمده: «عراق سرزمینی جلگه ای و حاصلخیز میباشد و یافتن کویری خشک و بی آب و علف ( آنگونه که شیعیان میگویند )در آن سخت است.»
اگر کسی کور نباشد، می بیند که اطراف کربلا، سراسر ماسه زار است نه منطقه ی جلگه ای؛ بلی داخل شهر، مقداری آباد است؛ امّا به زور بشر نه به صورت طبیعی. شهر یزد خودمان یا شهر قم هم آباد هستند؛ امّا وقتی از شهر فاصله می گیرید، چیزی جز کویر نمی بینید. اگر مسیر تهران قم را طیّ نموده باشید، می فهمید چه می گویم. تازه قم، خیلی از اصفهان بالاتر است؛ و به قطب نزدیکتر می باشد. اطراف یزد که نگو و نپرس.
به نظرتان این همه گرد و غبار که چند سالی است کشورمان را در بر می گیرد، از کجا می آید؟ از همین کشور عراق که، طرّاح شبهه آن را سرزمینی جلگه ای و حاصلخیز معرّفی کرده است. بلی مناطقی از عراق، حاصلخیز است؛ امّا نه کربلا. مگر هر جا روردخانه است، بناست که خوش آب و هوا باشد؟ وقتی کوهی نباشد، بخار آب رودخانه سریعاً پراکنده می شود و نمی گذارد که هوای منطقه مرطوب شود. در همین شهر قم، رودخانه ی قمرود جریان داشته و دارد. امّا اطراف آن اثری از سر سبزی نیست، مگر آنجا که بشر، با زور پمپ آب رودخانه را به زمینها رسانده است.
آنها که کربلا رفته اند می دانند که استان کربلا، استانی کاملا خشک است؛ نه به خاطر نبود آب، بلکه به خاطر ماسه ای بودن آن؛ و به خاطر نبود کوه های بلند در اطرافش.
جالب است بدانید که در کشور عراق، دو صحرای بزرگ وجود دارد؛ یکی صحرای سوریّه و دیگری صحرای الحجاره نام دارد؛ و کربلا در انتهای این دو صحرا جا گرفته است.
👈برای مشاهده ی اطّلاعات دقیقتر به آدرس مقابل مراجعه فرمایید.http://www.jasjoo.com/books/countries/%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82
👈در این آدرس، در مورد کشور عراق چنین آمده است. «بیابان جنوب غربی، تقریباً نصف مساحت عراق را پوشانده است ؛ ... آب و هوا : تابستانهای با دمای بیش از 40 درجهی سانتیگراد، خشک و بسیار گرم است.»
عراق، از مرز ترکیه گرفته تا مرز سوریّه و اردن و عربستان، کلّاً منطقه ای است بیابانی. اگر به نقشه ای که در آدرس فوق آمده نظر فرمایید، می بینید که بیش از نصف کشور عراق، بیابان است. آنگاه این طرّاح شبهه ی کذّاب ادّعا می کند که: « یافتن کویری خشک و بی آب و علف ( آنگونه که شیعیان میگویند )در آن سخت است.»
3ـ امّا دمای هوای کربلا
در تاریخ 28 آبان سال 90، ساعت هفت شب. دمای کربلا، 15 درجه ی سانتیگراد بالای صفر بود. دقیقاً در همان زمان، اصفهان 11 درجه و شهر یزد، 17 درجه بود.
توپ_مرواری
صادق_هدایت
کسی که زوجه اى کم تر از نُه سال دارد وطی (آمیزش جنسی)و براى وى جایز نیست چه این که زوجه دائمى باشد و چه منقطع، و اماسایر کام گیری ها از قبیل لمس به شهوت و آغوش
گرفتن و تفخیذ(مالیدن آلت جنسی به ران) اشکال ندارد هر چند شیرخواره باشد
تحریرالوسیله آیت الله خمینی، جلد سوم، ترجمه آیت الله خامنه ای.
خمینی که تمامی زندگی اش را وقف اسلام و آموختن هر چه بیش تر این دین ویرانگر و ضدانسانی کرد، به طور شرم آوری، کام گیری جنسی از نوزاد شیرخواره را حلال و مجاز دانسته است.
به راستی، فکر محمد، علی، عمر، ابوبکر، عثمان، بن لادن، ملاعمر،خمینی،خامنهای، رفسنجانی، خاتمی، روحانی، لنکرانی، یزدی، جنتی و...،
چرا به این اندازه مشمئزکننده ای پلید و پست است که به کودکان خردسال هم رحم نمی کنند؟! بنابراین، حتی تجاوز به کودکان و پایمال نمودن حقوق انسانی ایشان و زنان در دین مبارک اسلام نهادینه شده است.
اخیرا قانونی که در ایران، اجازه می دهد پدرخوانده ها و مادرخوانده ها با کودکان بی سرپرست و بی پناهی را که به فرزند خواندگی می پذیرند، ازدواج کنند. این قانون جنگل، نخست توسط مجلس شورای اسلامی تصویب و سپس از سوی شورای نگهبان تایید شد و اخیرا نیز توسط آخوند حسن روحانی رییس جمهوری حکومت اسلامی، به ارگانهای ذی ربط برای اجرا، ابلاغ شده است.
🔻
🔻
🔻
1️⃣اول اﯾﻨﮑﻪ ﻧﻘﺶدﯾﻦ اﯾﺠﺎد دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ﻫﯿﭻ دﯾﻨﯽ وﺟﻮد ﻧﺪارد ﮐﻪ رﺳﺎﻟﺖﺧﻮد را اﯾﺠﺎد دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﯾﺎ ﺣﺘﯽ ﺑﺴﻂ آن اﻋﻼم ﮐﺮده ﺑﺎﺷﺪ. آﯾﺎ ﮐﺴﯽ دﯾﻨﯽ ﻣﯽﺷﻨﺎﺳﺪ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮش وﻋﺪه دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﺑﻪ ﭘﯿﺮواﻧﺶ داده ﺑﺎﺷﺪ؟ اﮔﺮ ﭼﻨﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻨﺎ ﺑﺮ اﯾﻦاﺻﻮﻻ ﺑﺤﺚ دﯾﻦ و دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ و ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺸﺨﺺﺗﺮ اﺳﻼم و دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﮐﻪ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﮐﺘﺎب و ﻣﻘﺎﻟﻪ راﺟﻊ ﺑﻪ آن ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮد اﺻﻮﻻ ﻣﻮﺿﻮﻋﯿﺖ ﻧﺪارد. ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺤﺜﯽاﺳﺖ ﺑﺪون ﻣﻌﻨﯽ و ﻋﺎری از موضوع
ﺑﺤﺚ ﺟﻨﺒﯽ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ اﯾﻦ ﺑﺤﺚ، ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺗﻀﺎد ﯾﺎ ﻫﻤﺴﺎﻧﯽ اﺳﻼم ﺑﺎ دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ اﺳﺖ. اﯾﻦ ﺑﺤﺚ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﻤﯽرﺳﺪ ﭼﻮن ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﺤﺚ ﻣﻮﮐﻮل ﺑﻪ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺧﻮد اﺳﻼم اﺳﺖ. اﮔﺮ اﺳﻼم را ﻗﺮآن و ﺳﻨﺖ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ و ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻣﺪﯾﻨﻪ و ﺗﺎرﯾﺦ اﺳﻼم ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ،از دل ﻫﯿﭻ ﮐﺪام از اﯾﻨﻬﺎ، ﻧﻪ دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﺑﯿﺮون ﻣﯽآﯾﺪ و ﻧﻪ ﺗﻄﺎﺑﻖ اﺳﻼم ﺑﺎ دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ. [ﺑﺮﺧﯽ از ﻫﻮاداران دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ دﯾﻨﯽ] اﺻﻞ ﺷﻮرا را ﭘﯿﺶ ﻣﯽﮐﺸﻨﺪ. ﻧﻪ ﺷﻮرای زﻣﺎن ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﻣﺮﮐﺐ از ﻋﺸﺮه ﻣﺒﺸﺮه، ﻧﻪ ﺳﻘﯿﻔﻪ ﺑﻨﯽ ﺳﺎﻋﺪه و ﻧﻪ ﺷﻮراﻫﺎیﺑﻌﺪ، ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﯾﻦ رﺑﻄﯽ ﺑﻪ ﭘﺎرﻟﻤﺎﻧﺘﺎرﯾﺴﻢ دﻣﮑﺮاﺗﯿﮏ ﻧﺪارد. ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ دﻟﯿﻞ ﺳﺎده ﮐﻪ ﭘﺎرﻟﻤﺎﻧﺘﺎرﯾﺴﻢ دﻣﮑﺮاﺗﯿﮏ، ﺗﻘﻨﯿﻨﯽ اﺳﺖ وﺷﻮرای ﻣﺤﻤﺪی، در ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ وﺟﻪ، ﻣﺸﻮرﺗﯽ اﺳﺖ.
2️⃣دوم اﯾﻨﮑﻪ،
دﯾﻦ اﺳﺎﺳﺶ ﺑﺮ اﻋﺘﻘﺎد ﻧﻬﺎده ﺷﺪه و دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﺑﺮ ﻗﺮارداد. راﺑﻄﻪ دﯾﻦ راﺑﻄﻪ ﻋﻤﻮدی اﺳﺖ، راﺑﻄﻪ ﻓﺮد اﺳﺖ ﺑﺎﻣﻮﺟﻮدی ﻓﺮا-اﻧﺴﺎﻧﯽ، در ﺣﺎﻟﯽﮐﻪ راﺑﻄﻪ دﻣﮑﺮاﺗﯿﮏ، راﺑﻄﻪای اﺳﺖ اﻓﻘﯽ، ﯾﻌﻨﯽ راﺑﻄﻪ اﻧﺴﺎن ﺑﺎ اﻧﺴﺎن. ﯾﺎ ﺑﻪ ﻋﺒﺎرتدﻗﯿﻖﺗﺮ، راﺑﻄﻪ ﺷﻬﺮوﻧﺪ ﺑﺎ ﺷﻬﺮوﻧﺪ. اﯾﻦ ﺗﻔﺎوت ﻣﺎﻫﻮی ﺑﯿﻦ رواﺑﻂ، از ﺣﻮزه ادﯾﺎن ﻫﻢ ﺑﺎﻻﺗﺮ رﻓﺘﻪ و اﺧﺘﻼف اﺳﺎﺳﯽ ﺑﯿﻦاﻓﻼﻃﻮن و ارﺳﻄﻮ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ.
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ و ﺳﺎدهﺗﺮﯾﻦ ﺟﻠﻮه اﯾﻦ اﺧﺘﻼف در ﻧﻘﺎﺷﯽ ﻣﻌﺮوف راﻓﺎﺋﻞ از ﻓﻼﺳﻔﻪ ﻧﻘﺶ ﺑﺴﺘﻪاﺳﺖ. آنﺟﺎ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﻢ ﮐﻪ اﻓﻼﻃﻮن ﮐﺘﺎﺑﯽرا ﺑﻪ ﻃﻮر ﻋﻤﻮدی در دﺳﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ و دﺳﺖ دﯾﮕﺮ را ﺑﺎﻻ ﺑﺮده و ﺑﺎ اﻧﮕﺸﺖ ﭼﯿﺰی را در آﺳﻤﺎن ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ. اﯾﻦ ﭼﯿﺰ،ﻫﻤﺎن ﻣﺜﻞ ﻣﻌﺮوف اﻓﻼﻃﻮﻧﯽ اﺳﺖ. ﯾﻌﻨﯽ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺸﺮی ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮد را ﺑﺎ اﺻﻮﻟﯽ ﮐﻪ در ﺟﺎﯾﯽﮐﻪ ﺑﺎﻻﺗﺮ از اوﺳﺖ ﺗﻄﺒﯿﻖ دﻫﺪ.
3️⃣ﺳّﻮم آﻧﮑﻪ، واﺣﺪ دﯾﻦ، ﻣﺆﻣﻦ اﺳﺖ و واﺣﺪ دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﺷﻬﺮوﻧﺪ. دﯾﻦ ﺷﻬﺮوﻧﺪ ﻧﻤﯽﺷﻨﺎﺳﻨﺪ. ﻣﺆﻣﻨﺎن اّﻣﺖ دﯾﻨﻨﺪ. اﯾﻨﺎن ازﺣﻘﻮﻗﯽ ﺑﺮﺧﻮردارﻧﺪ ﮐﻪ دﯾﮕﺮان از آن ﻣﺤﺮوﻣﻨﺪ. در دﻣﻮﮐﺮاﺳﯽ ﻫﻤﻪ از ﺣﻘﻮق ﯾﮑﺴﺎن ﺑﺮﺧﻮردارﻧﺪ، ﺧﻮاه ﻣﺆﻣﻦ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﯾﺎﮐﺎﻓﺮ ﯾﺎ ﻫﺮ ﭼﻪ دﯾﮕﺮ. اﯾﻦ اﺻﻞ اﺳﺖ و ﺣﺎل آﻧﮑﻪ اﺻﻞ در دﯾﻦ، ﺗﺒﻌﯿﺾ اﺳﺖ.