در باب بنیادگرایی دولت!
در کتاب شگردها، امکان ها و محدودیت های بحث با بنیادگرایان اثر هوبرت شلایشرت با اشاره به نمونه شکافته شدن نیل و متن کتاب مقدس حرف بامزه ای می گوید که شما نمی توانید به یک مومن غیرممکن بودن رخداد یک معجزه را نشان دهید، چون هرچه دلایل برای غیرممکن بودن ردیف کنید، طرف آنها را تازه دلایل محکمتری برای واقعی تر بودن معجزه (به اصطلاح معجزه تر بودن آن!) تلقی می کند و ادعا می کند که اساسا همین ها نشان می دهد که چقدر لفظ معجزه برازنده آن است!
حکایت خیلی از دولت گرایان اقتصاد هم جز این نیست، هر چه از ناقص بودن دانش انسان ها و خطا پذیر بودن آنها می گوییم و اینکه چقدر خطرناک است اختیار زندگی و معیشت انسان ها را در اختیار عده ای معدود، گیریم به نام دولت ، قرار دهیم که به همان اندازه مستعد اشتباه اند، می گویند همین نشان می دهد که ما چقدر به دولت های بهتری نیاز داریم! وقتی از شکست بازار می گویند و عرض می کنم شکست بازار که باد هواست، ولی شکست دولت از خورشید هم واضح تر است، باز قضیه نیاز مبرم به دولت خوب را پیش می کشند. خلاصه اوضاع خوب نیست، والله اعلم.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
خوب نبودن اوضاع، خبر تازه ای نیست
اینک ایران گرفتاریش فراتر از نابسامانی ها و ویرانی و تباهی هاست
چراکه تداوم ایران هم در خطر است
راه حل؟
پس وقت آن فرارسیده که به مباحث بنیادین بپردازیم
بحث به روی جزئیات خوب است.اما نتایج کلی و دستاوردها مشخص است . این به معنای بی نقصی نیست. بلکه به معنای این است که به قول توکویل: آزادی مشکلاتی به همراه دارد اما بهتر از ناآزادی است زیراکه خودش خودش را تغییر می دهد و انعطاف پذیر تر است از ناآزادی است. ضمنا مگر کسی به از خداوندگاری و یا خدایگان بحثی به میان می آورد؟
بحث انسان_خدایی را بنیادگرایان دینی همواره در تاریخ مطرح نموده اند. البته بحث معنویات را از متولیان بنیادگرای ادیان جدا بدانیم. چراکه معنویات و اخلاق جای خود را دارد وقابل احترام. بحث من بنیادگرایانی است که همواره از معنویات و اعتقادات مردم ، سوء استفاده نموده اند