🗯 یکی از مفاهیمی که توی بعضی از نوشته‌ها و سخنرانی‌های امروزی زیاد ازش استفاده میشه، مفهوم «شبه‌علم» عه. من تعریف سرراست و دقیق و مشخصی از شبه‌علم بلد نیستم. اما اجمالاً میشه شبه‌علم رو این‌طور تعریف کرد: «آنچه که ظاهر علمی دارد، اما در واقع علمی نیست» (منظور از علم، اون چیزیه که فرنگیا بهش میگن science). همونطوری که از این تعریف مشخصه، تعریف شبه‌علم وابسته به تعریف علمه. در نتیجه باید بپرسیم «علم چیست؟». من معتقدم هیچ‌کدوم از تعریف‌های تحلیلی و منطقی و روش‌شناختی که از علم میشه (مثلاً علم یعنی «مواجهۀ انتقادی با گزاره‌های ابطال‌پذیر» یا علم یعنی «ساختن نظریه بر اساس مشاهدات»)، با تاریخ علم سازگار نیست و مثال‌های نقض زیادی رو میشه از رفتار دانشمندا در طول تاریخ علم پیدا کرد که با چنین تعریف‌هایی سازگار نیست.

🗯 تنها توضیحی که من می‌تونم در مورد علم بدم، اینه که علم یعنی «اون چیزی که جامعۀ علمی، اون رو به عنوان علم به رسمیت می‌شناسه». به تبع این توضیح، شبه‌علم رو هم این‌طور توضیح میدم: «اون نظریات و عقایدی رو که طرفدارانش ادعا می‌کنن جامعۀ علمی اونو به رسمیت شناخته، اما در واقع جامعۀ علمی اونو به رسمیت نشناخته». نظریۀ تکامل داروینی، امروزه یه نظریۀ علمیه؛ چون جامعۀ علمی به طور عمومی این نظریه رو به عنوان علم در نظر می‌گیره. اما «کف‌بینی» یا «طالع‌بینی» مورد پذیرش جامعۀ علمی نیست. اگه کسی بیاد از طالع‌بینی دفاع کنه و این‌طور تبلیغات «نکنه» که "طالع‌بینی مورد پذیرش جامعۀ علمی است"؛ من به چنین چیزی شبه‌علم نمی‌گم.

🗯 به نظر من، عقاید و مکاتب و نظریات، به خودیِ‌خود شبه‌علم نیستن؛ بلکه با توجه به تبلیغات و دفاعی که طرفداران اون عقاید و ... از اون‌ها می‌کنن، میشه گفت که این‌ها شبه‌علم هستن یا نه. اگه کسی بیاد و ادعا کنه "قبل از خواب، 20 صلوات بفرستین تا موقع خواب، خون تو رگ‌های شما به خوبی جریان داشته باشه"، و هم‌چنین ادعا کنه که جامعۀ علمی هم به چنین چیزی معتقده، این شبه‌علمه. «صرفاً» به این دلیل که داره به وسیلۀ فریب، چیزی رو به جامعۀ علمی نسبت میده که واقعاً جامعۀ علمی امروز، چنین چیزی رو قبول نداره. اگه ادعای این رو نداشته باشن که جامعۀ علمی این رو قبول داره، من بهش شبه‌علم نمی‌گم.
اما چرا من دارم دعوت می‌کنم که «شبه‌علم» رو این‌طور نگاه کنیم؟ چون افراد از مفهوم شبه‌علم، استفادۀ ابزاری می‌کنن تا صداهای رقیب رو خفه کنن. ما به عنوان مخاطب باید نگاه انتقادی به این حرکت داشته باشیم.

🗯 مثلاً تو خیلی از کتاب‌ها و سایت‌های انگلیسی و فارسی (از جمله سایت «تقریباً» نامعتبر ویکی‌پدیا)، نظریۀ «طراحی هوشمند» به عنوان یه نظریۀ شبه‌علم معرفی شده. وقتی مخاطب به این مطالب رجوع می‌کنه، با دیدن برچسب «شبه‌علم» پیش خودش فکر می‌کنه "آها، پس طرفدارای طراحی هوشمند روش علمی ندارن و چرت میگن" و از کنار قضیه عبور می‌کنه. و این‌جا دقیقاً اون پدیدۀ «خفه کردن مخالفین» رخ میده. چرا؟ چون کسی مثل ویلیام دمسکی (ریاضیدان، اهل آمریکا، طرفدار نظریۀ طراحی هوشمند) به عنوان یکی از منتقدین داروینیسم صداش شنیده نمیشه.
به این نکته هم دقت داشته باشیم: «شبه‌علم» (به این معنایی که گفتم)، پدیده‌ایه که تو هر جامعه و بستری به وجود نمیاد؛ توی جوامعی که علم‌گرایی (فرنگیا بهش میگن scientism) حاکمه، به وجود میاد.

✅ نقد و نظر: @Ali_soltanzadeh

@philosophycafe

Comments

Be the first to add a comment