✳️ نقد یک حسابرس داخلی از اداره کشور براساس مدل GRC
GRC مخفف سه واژه است: G — Governance (حاکمیت / راهبری) R — Risk (ریسک / مدیریت خطر) C — Compliance (انطباق / رعایت قوانین و مقررات)
یعنی یک چارچوب برای اینکه هر سازمان یا کشور بتواند: درست تصمیم بگیرد (Governance) خطرها را پیشبینی و کنترل کند (Risk) قوانین را شفاف و یکنواخت اجرا کند (Compliance)
کشور هم مانند هواپیما، ماشین، شرکت یا باشگاه فوتبال برای عملکرد درست نیاز دارد که یک نظام حاکمیت منسجم، یک مدیریت ریسک متمرکز و یک چارچوب انطباق قابل نظارت داشته باشد.
اما در بسیاری از کشورها، و در برخی موارد در کشور ما، این سه رکن بهطور کامل برقرار نیست و همین باعث چندپارچگی، ناهماهنگی و تصمیمگیریهای متضاد میشود.
۱) مشکل اصلی: حاکمیت یکی نیست وقتی میگوییم «حاکمیت یکی نیست»، منظور این است که: #مراکز متعدد تصمیمگیری وجود دارند هر کدام بخشی از قدرت، منابع، وظایف و اختیارها را دارند اما هماهنگی کامل میان آنها وجود ندارد. مثل هواپیمایی که چند نفر همزمان بخواهند مسیر را تغییر دهند یا ماشینی که دو نفر همزمان فرمان را بچرخانند. # نقشها و مسئولیتها گاهی همپوشانی دارند در نتیجه: تصمیمها دیر گرفته میشود تصمیمهای متناقض گرفته میشود مسئولیتپذیری کاهش پیدا میکند («چه کسی پاسخگوست؟»)
# سیاستگذاری، اجرا و نظارت از هم جدا و پراکنده است این باعث میشود: سیاستگذاری کند و گاهی غیرواقعی باشد اجرا از سیاستها عقب بماند نظارت از قدرت کافی برخوردار نباشد
۲) اثر این چندپارچگی بر ریسکها وقتی حاکمیت واحد و منسجم نباشد، مدیریت ریسک کشور آسیب میبیند: # ریسکها دیر شناخته میشوند بحرانها معمولاً تا زمانی که بزرگ نشدهاند دیده نمیشوند.
#هر نهاد خطر را از نگاه خودش میسنجد و نتیجه این میشود که: برخی ریسکها بیشازحد بزرگ میشوند برخی ریسکها نادیده گرفته میشوند
# ریسک ملی تبدیل به ریسک بخشی میشود بهجای اینکه «ریسک کشور» مدیریت شود، هر نهاد فقط «ریسک خودش» را مدیریت میکند. این یعنی مدیریت ریسک کشور تکهتکه و پراکنده است.
۳) اثر چندپارچگی بر انطباق (قانونمداری و نظم)
وقتی حاکمیت واحد نیست، قوانین و مقررات هم: # یکپارچه اجرا نمیشوند برخی بخشها سختگیرند، برخی بخشها نه. # تفسیر قانون متفاوت میشود افراد و سازمانها ممکن است یک قانون را به شکلهای مختلف اجرا کنند.
#نظارت یکنواخت و استاندارد نیست در نتیجه: مردم تجربه یکسانی از اجرای قانون ندارند اعتماد عمومی کاهش پیدا میکند احساس بیعدالتی به وجود میآید
وقتی حاکمیت منسجم نباشد: هدفها چندگانه میشوند تصمیمگیری کند و متناقض میشود ریسکها افزایش پیدا میکنند قانونمداری غیر یکنواخت میشود نارضایتی و ناکارآمدی رشد میکند
این دقیقاً مثل باشگاه فوتبالی است که هم مدیرعامل، هم مالک، هم هیئتمدیره، هم اسپانسر و هم مربی، هر کدام یک سبک و برنامه دارند و هیچکدام جلوتر یا عقبتر نمیروند. نتیجه؟ تیم خوب بازی نمیکند، حتی اگر بازیکنان خوب باشند.
نسخه پیشنهادی برای اصلاح اداره کشور براساس GRC
۱) یکپارچهسازی حاکمیت تعیین واضح اینکه «چه نهادی تصمیم نهایی را میگیرد» حذف همپوشانی وظایف ایجاد مرکز هماهنگی ملی (National Coordination Center) شفافیت در نقشها و مسئولیتها
۲) ایجاد سیستم مدیریت ریسک ملی شناسایی ریسکهای کلان (اقتصادی، محیطی، اجتماعی، فناوری…)
ایجاد «کمیته ریسک ملی» سناریونویسی و پیشبینی بحرانها گزارشدهی دورهای عمومی
۳) انطباق و نظارت استاندارد مجموعه قوانین ساده و قابل فهم نظارت یکپارچه و غیرتبعیضی طراحی سامانههای دیجیتال برای اجرای یکنواخت قانون آموزش عمومی و تخصصی درباره قوانین جدید
۴) دیجیتالیسازی فرایندهای حاکمیتی گردش کار یکسان کاهش سلیقهگرایی کاهش فساد افزایش شفافیت و کارایی