پس تدوین پیشنویس یا حتی اصلاح سند برنامه را رها کنید و بروید سراغ تدوین «سند ترمیم». بدون ترمیم، هرگونه بارگذاری جدید، به هر اسمی، بر روی این ساختار فقط فروپاشی آن را تسریع میکند. این مسئله را به مقامات تفهیم کنید که حتی تذکر شفاهی برای حجاب هم یک بارگذاری جدید است، راهاندازی جهاد تبیین هم یک بارگذاری است، برگزاری یک همایش هم یک بارگذاری جدید است. حالا شما میخواهید سند برنامه را ببرید مجلس تا چندصد نماینده در رقابت باهم، هرکدام یک بارگذاری جدید روی این سیستم انجام بدهند؟ این یعنی به سخره گرفتن برنامهریزی توسعه.
این سیستم باید برای مدتی هرگونه بارگذاری جدید را متوقف کند و به یک سؤال پاسخ دهد: آیا اصولاً این سیستم فرایندهای تصمیمسازیاش «عقلانی» است؟ (نه هوشمندانه، چون هوش پاسخهای مکانیکی دارد برای حل مسائل یک نظام اجتماعی زنده، به پاسخهای ارگانیکی نیاز داریم و پاسخهای ارگانیک نیاز به عقلانیت دارد نه هوش).
سیستم باید اول از خودش تست عقلانیت بگیرد. عین تستهای روانشناختی که از افراد میگیرند. اگر درجه انسجام و مهارت لازم برای «تصمیم سازی عقلانی» در سیستم نباشد، هر تصمیمی بگیرد و هر برنامهای بریزد ولو بهترین برنامهها، چون در یک فرایند غیرعقلانی تصویب و اجرا خواهد شد، ماحصلش شکست و خسارت است. (دقت کنید اینجا منظور از عقلانیت، «عقلانیت سازمانی» است که با عقلانیت فردی متفاوت است).
وقتی یک آدم تبش بالاست و هذیان میگوید، به او نمیگویند بیا بنشین تا برایت برنامه مطالعاتی برای کنکور بریزم. اول مشکل تب و هذیانش را حل میکنند. الآن نظام بروکراسی به مرحله تولید انبوه هذیان وارد شده است. نگاه کنید یک نماینده خبرگان میگوید ما داریم «قانون جهان» را مینویسیم. نماینده مجلس میگوید باید حساب بانکی بیحجابها را مسدود کرد (این فرد نمیداند که این کار یعنی بازکردن یک جبهه جنگ جدید که در آن مخالفان و معترضان دست بالا را خواهند داشت، چون بهراحتی میتوانند پروژه تحریم نظام بانکی را کلید بزنند)؛ دیگری میگوید آقا چرا بهجای اعدام معترضان، دستوپا قطع نمیکنید؟ آن وزیر هم به خارجیها میگوید ما هیچکس را در اعتراضات نکشتهایم و همه کشتههای اعتراضات توسط گروههای معاند ترور شدهاند. این نمیفهمد که این به معنی اعلام شکست حکومت است که گروههای مخالفت در وسط شهرهایش 500 نفر را بکشند و حکومت ناتوان از جلوگیری از آنها باشد!
شما حالا در چنین فضایی میخواهید برنامه بنویسید؟ آقاجان برنامه بنویسید و بگویید چگونه دهان آدمهایی که در این سیستم تریبون دارند، اما مسئولیت نمیپذیرند را ببندید. آنچه الآن میبینیم، این است که ارتباطات معنیدار نهادی که اطلاعات و هوش را در یک سازمان یا نظام به «عقلانیت» تبدیل میکنند، در این نظام از بین رفته است. کافی است نگاه کنید ببینید در مورد حجاب چه افراد و دستگاههایی حرف زدهاند و ادعا و تکذیب و تهدید و برائت و ...کردهاند و چقدر این حرفها مخالف و خنثیکننده یا مشوبکننده فضا بوده است. این یعنی این آدمها اگر خیلی هم باهوش هستند، از دل روابطشان عقلانیتی برای سیاستگذاری در حوزه حجاب بیرون نمیآید. حالا کل نظام سیاسی در همه حوزهها به همین مصیبت گرفتار است؛ بنابراین برنامه بنویسد برای «پایان هذیانگویی» نظام اداری و سیاستگذاری ایران. ببخشید طولانی شد و اندکی عصبی نوشتم.
اما حضرت کینز فرموده است: مگر نه آنکه «واژگان» مظهر تهاجم علم علیه جهلاند؟ پس بگذار اندکی خشن باشند! ببخشید بیش از این نه وقت نه انرژی و نه انگیزهای برای گفتوگو درباره برنامه هفتم را ندارم. انشاءالله مرا معاف دارید. ضمناً ارسال عین این نوشته برای هر مقامی و حتی انتشار عمومی آنهم بلامانع است برای شما آرزوی موفقیت دارم. سرشار باشید محسن رنانی / 10 دیماه 1401