شبگرد ﴿هوشنگ ابتهاج﴾
@hoshang_ebtehhaj
بر آستان تو دل پایمال صد دردست
 ببین که دست غمت بر سرم چه آوردست

هوای باغ گل سرخ داشتیم و دریغ
 که بلبلان همه زارند و برگ ها زردست

 شب است و اینه خواب سپیده می بیند
بیا که روز خوش ما خیال پروردست

دهان غنچه فروبسته ماند در شب باغ
که صبحِ خنده‌گشا روی ازو نهان کردست

 چه ها که بر سر ما رفت و کس نزد آهی
 به مردمی که جهان سخت ناجوانمردست

 به سوز دل نفسی آتشین بر آرای عشق
 که سینه ها سیه از روزگار دم سردست

غم تو با دل من پنجه درفکند و رواست
 که این دلیر به بازوی آن هماوردست

دلا منال و ببین هستی یگانه ی عشق
که آسمان و زمین با من و تو همدردست

 ز خواب زلف سیاهت چه دم زنم که هنوز
خیال سایه پریشان ز فکر شبگردست ...

#هوشنگ_ابتهاج
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment