گلولهای را به یاد ندارم
که به نیّت پوست نازک آزادی
شلیک شده باشد و
سرانجام
به قصد شقیقهی دژخیم
کمانه نکرده باشد
چاقویی را به یاد ندارم
که برای گلوی خوش آواز عشق
از غلاف بیرون زده باشد و
آخر دستهی خودش را
نبریده باشد
حالا،
هر چه میخواهید شلیک کنید و
هر چه میخواهید چاقو بکشید
«حسین منزوی»
سهتار، صفی، ایرانی-آمریکایی
@designmanufacturing