مگر من از وطنم چه می‌خواستم؟
به غیر از نانی و
گوشه‌ای امن و
جیبی‌ با حرمت و
بارانی از عشق!
پنجره‌ای باز
که آزادی و عشق به من دهد!

من چه می‌خواستم؟
در این حد که به من نداد
برای همین
نیمه شبی
دری را شکستم و رفتم
برای همیشه بدرود.

شیرکو بیکس

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment