‏ایده «اپوزیسیون فیک» در ایران، ایده‌ای مشترک بین طالقانی و هاشمی رفسنجانی بود:

برخی مدعی هستند طالقانی از امضاکنندگان فتوای نجاست مارکسیست‌هاست، اما سید محمدمهدی جعفری(از همراهان قدیمی طالقانی) در کتاب مجاهدین خلق از درون تأکید می‌کند که طالقانی حاضر به امضای این فتوا نشد
که درست هم هست.
طالقانی در بین تمام گروه‌های فعال در سال ۱۳۵۷ محبوب بود.
او از طرفداران مصدق و از مؤسسان نهضت آزادی ایران محسوب می‌شد.
مجاهدین او را «پدر طالقانی» خطاب می‌کردند، خمینی لقب «ابوذر زمان» را به او داد، و او از نزدیکان هاشمی رفسنجانی نیز بود.

طالقانی به حکومت شورایی اعتقاد داشت و می‌خواست ایده جمهوری شورایی مورد نظر چپ‌ها را عملی کند.
طالقانی و هاشمی از سال ۱۳۵۴ با فرقه مجاهدین ارتباط داشتند.
پس از مرگ طالقانی در سال ۱۳۶۰، این ایده رو هاشمی به تنهایی پیش برد.
او پس از طالقانی، همزمان نزدیک‌ترین فرد به خمینی و مجاهدین بود و طرح تبدیل مجاهدین به «اپوزیسیون فیک» از اینجا شکل گرفت.

مجاهدین پس از سرکوب در دهه ۱۳۶۰، ظاهراً از ایران فرار کردند و به عراق رفتند.
آن‌ها همزمان به اسرائیل و آمریکا نزدیک شدند و در جنگ هشت‌ساله همراه با صدام علیه ایران جنگیدند، اما ارتباط خود با هاشمی و بدنه چپ جمهوری اسلامی را حفظ کردند.

کمک‌های آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی در جنگ، از طریق منوچهر قربانی‌فر (عضو سابق مجاهدین و در ارتباط مستقیم با هاشمی) انجام شد.
این روند تا دوران ریاست‌جمهوری هاشمی ادامه یافت؛ او در تعاملاتش با غرب از «ورق مجاهدین» نیز استفاده می‌کرد.
این وضعیت تا دهه ۷۰ پایدار ماند.

از دهه ۷۰، هاشمی رفسنجانی با حمایت از پرورش خبرنگاران و دانشجویان شبه‌منتقد، در راستای ایجاد اپوزیسیون کنترل‌شده فعالیت کرد.
در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۷۶، هاشمی به‌صورت غیرمستقیم از محمد خاتمی حمایت کرد.
پس از پیروزی خاتمی، روزنامه‌های اصلاح‌طلب مانند «سلام»،«جامعه» و «توس» تأسیس شدند و فعالیت‌های دانشجویی گسترش یافت.

بخش عمده اپوزیسیون جعلی خارج‌نشین از این فضا شکل گرفت.
تشکل‌های دانشجویی مانند دفتر تحکیم وحدت پرورش یافتند و برخی اعضای آن‌ها بعدها به رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی و ایران‌اینترنشنال پیوستند.
در دهه ۷۰، دانشگاه‌ها به کانون فعالیت‌های سیاسی و انتقادی تبدیل شدند.
سیاست‌های هاشمی و خاتمی در ایجاد اپوزیسیون دست‌ساز، با رشد جنبش‌های دانشجویی و پرورش خبرنگاران به‌ظاهر منتقد، پشتوانه‌ای برای تحکیم ساختار جمهوری اسلامی ایجاد کرد.

خاتمی با طرح ایده‌هایی مانند فدرالیسم، گروه‌های تجزیه‌طلب مانند پان‌کردها و پان‌ترک‌ها را به این اپوزیسیون جعلی ملحق کرد.

از دهه ۱۳۸۰، افرادی مانند اکبر گنجی، محسن مخملباف، شیرین عبادی و مسیح علینژاد محسن سازگارا و کارشناسان 20 دلاری به خارج صادر شدند و به رسانه‌های خارجی پیوستند.

برخی هم پروژهای مستقل پیش بردند، این اپوزیسیون ساختگی در اعتراضات ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ بازوی سرکوب رسانه ای جمهوری اسلامی در غرب و مدیا شد، و لابی های جمهوری اسلامی، نایاک هم از همینها شکل گرفت.

اما در سال ۱۴۰۱، با جنبش «زن، زندگی، آزادی»، این جریان تلاش کرد مسیر سی‌ساله خود را به نتیجه برساند و با ایجاد تغییرات
ظاهری، هسته نظام را مستحکم‌تر کند.

هوشیاری نیروهای ایران‌گرا این پروژه را ناکام گذاشت.
اکنون، این جریان با حمایت از افرادی مانند توماج صالحی، نرگس محمدی و مهرآیین، و هم‌پیمانی با گروه‌هایی مانند مجاهدین خلق، پروژه‌های جدیدی را آزمایش می‌کنند.

ما به یکبار پیروزی در مقابل
جمهوری اسلامی نیاز داریم و این پیروزی نزدیک است، به شرط آنکه هوشیار باشیم.

➖➖➖
📱 @PN_KFP

Comments

Be the first to add a comment