«سلام توانا
کلاس سوم بودم معلم دینی و قرآن از ما خواست اگر مسلمان نیستیم آیه‌های کتاب قرآن را لمس نکنیم. من هیچ برداشتی از دین و مذهب نداشتم یکی از همکلاسی‌هایم پیش‌تر به من گفته بود ما بهایی هستیم و من هم بدون فکر گفتم:
«پیمانه دست به کتاب قرآن نزن!» ما را به دفتر مدرسه بردند و کلی سوال و جواب و تهدید که راستش را بگویید حتی گوشم را پیچاندند من هم گفتم که پیمانه بهایی است.

طفلی دوستم را که نگاه می‌کردم می‌لرزید مادرش به مدرسه آمد و آن روز پیمانه دیگر سر کلاس نیامد همه بچه‌ها گریه می‌کردیم معلم به ما گفت آن‌ها نجس هستند مثل سگ! هیچ کس حق ندارد با آن‌ها حرف بزند غذا بخورد یا حتی راه برود ... ما بچه ها اما زنگ‌های تفریح جلوی در دفتر منتظر پیمانه می‌نشستیم. آن روز دوستم خیلی عذاب کشید هر چند مادرش همه چیز را انکار کرد و گفته بود ما مسلمان هستیم پیمانه دروغ گفته.
تجربه تلخی بود که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم ... ندانسته باعث رنجش دوستم شده بودم اما این عذابی که حتی الان از به یادآوری این جریان دارم و رنج و عذابی که خانواده‌ پیمانه و دیگر بهاییان می‌کشند مقصر من نبودم سیستم فشل حکومتی و آموزش‌وپرورش جمهوری اسلامی مقصر است.»

متن ارسالی از همراهان توانا

شما همراهان خواندن کدام یک از منابع توانا را درباره رواداری مذهبی به دیگران پیشنهاد می‌دهید؟!

کتاب نامه‌ای درباره تساهل مذهبی اثر جان لاک را هم بخوانید:
https://bit.ly/2sNu59p

#بهایی_ستیزی
#ایران
#مدرسه

@Tavaana_TavaanaTech

Comments

Be the first to add a comment