استمرار سیاست‌های روزمره و اشتباه و اصرار بر آن، اقتصاد ایران را انعطاف‌ناپذیر و سخت کرده است. اقتصاد ایران همانند سنگ سخت شده است. به همین دلیل است که سیاست‌های اقتصادی، حتی اگر صحیح هم باشند، کم‌اثر هستند. مهم‌ترین اثر «سخت شدن» اقتصاد ایران، کوچک شدن آن است.
در واقع شاهد نوعی ایستایی در اقتصاد ایران هستیم. همزمان تورم به همین دلایل  رو به افزایش است. سطح فقر نسبی به حدود ۱۸میلیون تومان برای یک خانوار معمولی و سطح فقر مطلق به ۱۲میلیون تومان در سال۱۴۰۱ افزایش یافته که نشانگر این واقعیت تلخ است که هر روز عده‌ای زیر خط فقر نسبی و عده‌ای زیر خط فقر مطلق پرتاب می‌شوند.
وقتی اقتصاد سخت و انعطاف‌ناپذیر می‌شود فقر در آن لانه می‌کند. فقر با خودش فرهنگ فقر می‌آورد، با خودش سطح تحصیلات و آگاهی محدود و بسته‌ای می‌آورد، با خود آسیب‌های اجتماعی و اقتصادی زیادی می‌آورد. فقر وقتی ساختار پیدا می‌کند، شروع به تخریب بنیان‌های توسعه‌ای جامعه می‌کند که شاید اقتصاد برای خلق آنها دهه‌ها هزینه کرده باشد. فقر در روند حرکت جامعه اختلال ایجاد می‌کند. فقر خودش را بزرگ می‌کند. فقر، فقر می‌آفریند. اگر این روند ادامه یابد، سرمایه اجتماعی تهدید می‌شود. در این شرایط سطح سرمایه اجتماعی لازم برای رشد اقتصادی فراهم نمی‌شود.

Comments

Be the first to add a comment