✅ تام هاپکینز، یکی از معروفترین مربیان فروش، در کتاب خود به نام «وقتی خریدار نه میگوید»، در رابطه با شوخی کردن با مشتری مینویسد:
شوخی با مشتری، چه قبل، چه حین و چه پس از جلسه فروش، هم میتواند دل خریدار را شاد کند و هم او را ناراحت کند. شوخی با مشتری میتواند هم ارتباط شما با مشتری را عمیقتر کند و هم آن را کامل از بین ببرد!
■ این که با مشتری شوخی بکنیم یا نه، به توانایی ما در شوخی با دیگران بستگی دارد. اگر شما به راحتی با هر فردی، بدون این که ناراحت بشود، شوخی میکنید، توانایی خوبی در شوخی کردن دارید و میتوانید از آن برای تعمیق روابطتان با مشتری استفاده کنید.
■ ولی اگر فاقد توانایی شوخی کردن هستید، هیچ وقت سعی نکنید با مشتری شوخی کنید، چون هم اولا شوخی شما طبیعی از آب در نمیآید و باعث خجالت و شرمندگی شما میشود و هم ممکن است باعث سوءتفاهم با مشتری بشود.
■ نکته مهم دیگر درباره شوخی کردن این که همیشه از شوخیهای طعنهآمیز، مذهبی و سیاسی پرهیز کنید. به بیان دیگر، همان گونه که با دوستان صمیمیتان شوخی میکنید، با مشتری هرگز شوخی نکنید.
■ فروشندگان حرفهای معمولا از «شوخی خودانتقادی» استفاده میکنند به این صورت که ضمن شوخی، از محصول یا شرکتشان اندکی ایراد میگیرند. این نوع شوخیها نشان میدهد که فروشنده اعتماد به نفس بالایی دارد.
■ فقط یادمان باشد، منظور از شوخی خودانتقادی، زیر سوال بردن تواناییهای حرفهایمان نیست. مثلا هرگز نباید جلوی مشتری به شوخی بگوییم «اوه، من دوباره کارت ویزیتم را فراموش کردم. آدمی به خنگی من دیده بودید؟». این نوع شوخیها به اعتماد مشتری به فروشنده آسیب میزند
■ نکته دیگری که باید به خاطر بسپاریم این است که اگر مشتری یک لطیفه حتی بیادبانه میگوید، به این معنی نیست که ما به عنوان فروشنده مجازیم لطیفه بیادبانه بگوییم. گاهنامه مدیر