🔴 تردیدی نیست که اگر رضاخان، سردارسپه و سپس رضاشاه، در صحنه سیاست ایران ظهور نمیکرد، دیر یا زود خوزستان نیز سرنوشتی همانند بحرین در عصر قاجار پیدا میکرد و از دست میرفت.
در آن صورت، اصلاً دیگر خوزستانی باقی نمیمانْد تا مصدق روزی بتواند سخن از ملیکردن نفتش به میان آورد. بااینحال، مصدق در گفتارهای خود، رضاشاه را «عامل اجنبی» میخواند. نمونهاش، سخنان لرد استراتکونا، رئیس هیئتمدیره شرکت نفت، در سال ۱۲۹۰ خورشیدی است که در مجمع عمومی سهامداران اظهار داشت: «اینجایی که ما هستیم ــ در آبادان و مسجدسلیمان ــ در قلمرو شیخ محمره و خانهای بختیاری است و مسائل شمال ایران به ما ارتباطی ندارد. اینجا سرزمینی دیگر است.»
اهمیت ماجرا در این نکته نهفته است که این سخنان در همان سال ۱۲۹۰ بیان شد؛ یعنی پیش از دههی سیاه همان سال که در آن، رشتهی کار از دست حکومت قاجار بهکلی گسیخته بود. در سالهای بعد، بهویژه از ۱۲۹۳ تا ۱۲۹۷ همزمان با جنگ جهانی اول، ایران آماج اشغال، آشوب و نابسامانی شد. تداوم چنین روندی، در طول چند دهه، بهناگزیر خوزستان را نیز به همان سرنوشتی دچار میساخت که بحرین گرفتار آن شد.