✳️ ... آنجایی که هیچ امیدی باقی نمانده، باید ابداعش کرد. عادت به ناامیدی از خودِ ناامیدی بدتر است!
✅ آلبر کامو، کسی که در میانه جنگ جهانی دوم زندگی کرد و اشغال کشورش را دید، با این جمله خطاب به تمام ناامیدان جهان، یک دستور جنگی می دهد: ● «آنجایی که هیچ امیدی باقی نمانده باید ابداعش کرد.» به کلمهی ابداع دقت کنید! نمیگوید کشفش کنید. نمیگویددنبالش بگردید. می گوید وظیفه توهست تا بسازیش ● ما وقتی میگوییم «دنبال امید میگردیم» یعنی فرض را بر این گذاشتیم که امید یه جایی پنهان شده و باید پیدایش کنیم. ● اما اگر دنیا تصمیم گرفته باشهگد تمام درهایش را ببندد چی؟ اگر واقعا هیچچیز امیدبخشی وجود نداشته باشد چی؟ ● آلبر کامو می گوید دقیقاً اینجاست که کار انسان شروع می شود، چون امید چیزی نیست که از آسمان ببارد، بلکه باید در کوره ذهنِ خودت بسازیش...
👈 کامو یک هشدار جدی هم می دهد: «عادت به ناامیدی از خودِ ناامیدی بدتر است.»
چرا؟ چون انسان ذاتاً موجود تطبیقپذیری هست و این همزمان بزرگترین نقطه قوت و نقطه ضعف مااست. وقتی رنج طولانی می شود، وقتی اخبار بد تمامی ندارد، مکانیزم دفاعی ذهن فعال می شود و خودش را بهشکل «بیحسی» نمایان میکند. در این حالت اتفاق بدی برای ما می افتد... ● حالا دیگر به موجودی بیتفاوت تبدیل میشویم. دیگر گریه نمیکنیم. دیگر تلاش نمیکنیم و درنهایت به این نقطه ترسناک میرسیم که «شاید همینه که هست.»
● این پذیرش منفعلانه، لحظهی مرگ روح انسان است. غم، واکنشی طبیعی به زخم هست؛ اما ناامیدی، یعنی عفونتکردنِ زخم.
● وقتی به تاریکی عادت کنید، دیگر چشمت دنبال نور نمیگردد و رفتهرفته ملال، افسردگی و افکار منفی سراغت می آید.
⁉️اما شاید بپرسی «چطور وقتی زندگی سیاه هست، امید بسازیم؟» پاسخ در این متن کوتاه گنجانده شده است. 🔸 باید امید را در چیزهای کوچیک ابداع کنیم: ▫️ در تصور چهرهی خندان عزیزانمان ▫️ در کمککردن به انسان های ضعیفتر ،مهرجویی و هم دلی ▫️ در نوشتنِ افکارمان در هرزمان ومکان و...
«معنا» چیزی نیست که زندگی به ما بدهد؛ بلکه معنا چیزی است که ما به زندگی می دهیم.
وقتی این معنا را پیدا کنید، حتی رنجکشیدن هم میتواند معنادار بشود؛ البته اگر بدانی چرا و برای چه کسی دارید آن رنج را تحمل میکنید.
اگر بارِ سنگینی روی سینه خود حس میکنید، حق دارید و انکارش نکنید؛ اما بهش «عادت» هم نکنید. نگذارید این سنگینی تبدیل به وضعیت عادی برای شما شود.