خسته شدم! چکار کنم؟
انسانها از ملال گریزانند، حتی حاضرند درد بکشند، اما از ملال نجات پیدا کنند. این را آزمایش بسیار مشهوری نشان داد که در آن شرکتکنندگانی در اتاقی خالی تنها میماندند با فقط یک دستگاه شوک الکتریکی که با فشار دکمهی آن میتوانستند به خودشان شوک الکتریکی وارد کنند. اکثر شرکتکنندگان بعد از حدود ۱۵ دقیقه بیکارنشستن، ترجیح میدادند به خودشان شوک وارد کنند تا کمی سرگرم شوند.
کییرکگور، فیلسوف مشهور اگزیستانسیال، به موضوع ملال نگاه عمیقی دارد و آن را در سه قلمروی انسانی توضیح میدهد.
از نظر این فلیسوف دانمارکی، اولینبار که زندگی را ملالتبار مییابیم، نشانهی این است که دنبال شادیهای جدید میگردیم. در این قلمرو انسان به دنبال تفریحات و لذتها میرود و عاشق تجربههای جدید است. میخواهد مرزها و آداب و رسوم را در هم بشکند و فقط لذت ببرد.
اما برای اکثر انسانها، این قلمروی تجربه و مصرف گذراست و بعد از مدتی همین هم ملالآفرین میشود. طوری که از خودش میپرسد: «همهاش همین بود؟ آخرش که چی؟»
اینجاست که انسان وارد قلمروی بعدی زندگی میشود. در این مرحله، تعهدات و رابطههای عمیق و پایدار را میپسندد و ارزش چیزهای جدید در مقابل دیدگانش کم میشود. این مرحله عمیقتر است، اما باز هم عدهای را خسته و ملول میکند. آنها با وجود اینکه پیوندهایی عمیق و معنادار دارند، دنبال چیزی باز هم عمیقتر هستند. از نظر کییرکگور انسان در اینجا به قلمروی سوم زندگی وارد میشود که در آن دستش در پی یافتن هدف یا غایتی متعال میگردد.
البته این سه قلمروی کییرکگوری را نباید مقاطع زمانی جدا از یکدیگر در نظر گرفت. بلکه میشود آنها را سه سپهر توجه، یا سه نوع نگاه به مسائلی دانست که در زندگی با آنها روبهرو میشویم.
اگر از روابط و دوستیهایمان خسته شدهایم، اگر از پروژههای زندگی دچار ملال گشتهایم، اگر شغل و کاری که انجام میدهیم برایمان خسته کننده شده است؛ از نظر کییرکگور لازم است عمیقتر به خودمان بنگریم:
«گاهی وقتی زندگی تیره میشود، نیازی نیست به بیرون نگاه کنی، باید درونت را دریابی».
@HosseinGaeeni👈در کارگاه تمشک قرار است عمیقتر به خودمان نگاه کنیم و این را پیشنیازی برای توسعه فردی و طراحی مسیر شغلی مناسب خود بدانیم.
#کوچینگ