از قزاقخانه چه بیرون میآید؟مقالهای از سعید حجاریان منتشر شده در وبسایت مشق نوبریدهای از متن:روایتسازی بهویژه از نوع وطنیاش، از جمله ابزارهای کارآمد و در عینحال رهزن تحلیل سیاست است. این روایتسازیها گاه از جانب ساخت قدرت و شبکه حامیاناش، و گاه از جانب بازیگران سیاسی و ناقدان وضع موجود صورت میگیرد و در پی آن راهبردهایی تجویز میشود. این راهبردها –به شرط کیفیت و امکانپذیری- چنانچه به «زور» یا «مطالبه اجتماعی» آمیخته شوند به تغییر در صحنه سیاست میانجامند و اگر صرفاً در سطح «نظریه» باقی بمانند، تدریجاً به کاغذپارههای نظری بدل میشوند.
داوری درباره کارکرد و نتیجه برخی از کارگاههای روایتسازی را به مجالی دیگر واگذار میکنم و در این یادداشت به مسئلهای میپردازم که گمانم از یکسو به دغدغه ساخت قدرت و از سوی دیگر به خواب هر شب برخی بازیگران سیاسی تبدیل شده است و آن چیزی نیست جز تنظیم ربط و نسبت «توسعه» و «دموکراسی» و به بیان دقیقتر چگونگی پیوند دادن چهار آرمان «آزادی»، «امنیت»، «عدالت» و «رفاه».
این چهار آرمان بهلحاظ نظری ذیل یک تئوری واحد قابل جمع نیستند و حتی، متفکرانی که دست به تجمیع آنها زدهاند، حسب جغرافیا و یا شرایط اجتماعی-سیاسیشان از یک یا دو متغیر صرفنظر کردهاند. از سوی دیگر، شاهد هستیم در رویدادهای تاریخی ایران نیز صرفاً دو آرمان به کار بسته شدهاند. بهعنوان مثال آرمان انقلاب مشروطه، آزادی و عدالت بود و آرمان رضاشاه امنیت و رفاه؛ که میتوان نتیجه گرفت که ابتناء حکومت پهلوی بر آرمانهای انقلاب مشروطه نبوده است. چنانکه امروز نیز میبینیم، انقلاب اسلامی –که در تداوم مشروطه تعریف میشد- از آرمانهای آن رویداد فاصله گرفته و راه جایگزینی آنها را میپیماید.
متن کامل این نوشتار را در مشق نو بخوانیدmashghenow.com/?p=5068جان آگه با #فرهیختگان