اسپانیا سرزمین عجیبیست؛ کمتر مملکتی توانسته خود را از زیر چتر دین ولنکن و مبین اسلام برهاند. معمولا هر مملکتی به سلک امت اسلامی درآمد، یک لنگ هویتش تا اطلاع ثانوی تاریخ، در گروی صاحبان فتوای دین مبین، به امانت گروگان میماند که به وقت ضرورت مهدورالدم و محل اعمال فتوا واقع شود.
اسپانیاییها که در طی قرون راه مهار مسلمین، گاوهای خشمگین و سرخپوستان پرهیجان را آموخته بودند، دوباره هرگز نمیتوانستند دنده عقب بگیرند و به قعر دره تاریخ پرتاب شوند. علاوه بر واکسنهای یاد شده، اسپانیا سه واکسن دیگر نیز زده و عفونتهای مرتبط با موارد یاد شده را دیگر به تن نخواهد دید: آنارشیستهای چپ، تجزیهطلبان و فاشیستهای نظامی و البته سیستم جمهوری! اسپانیاییها به همه موارد یاد شده فن بدل زدند! مردمانی که زمانی زمام یک قاره را به دست داشتند و با پیچیدگیهای تاریخی فراوانی از شر مصائب مختلف جان در بردهاند، گوشها و چشمهای تیزی برای رهگیری دردسرسازیها دارند.
مردمانی که یک بار فاتحه جمهوری را بخوانند و دوباره پادشاهی مشروطه را برآورند، دم به تلههای روز سیاسی نخواهند داد.
نخستوزیر چپ اسپانیا همانند همتای کاناداییاش ترودو، تری به مصالح سیاسی مملکت زده و مردم هم با تیراژ میلیونی کف خیابانهای مادرید با شعارهای حاوی شیر سماور و اگزوز خاور، نخست وزیر را با دعای خیر خود بدرقه کردند. نخستوزیری که آمده بود تا با کولبازی سیاسی دل تجزیهطلبان کاتالونیا و باسک را به دست بیاورد و با عفو زندانیان تجزیهطلب، مصالح ملی را زیر تریلی منافع حزب چپولش ببرد، اکنون با مشتهای گره کرده ماتادورها در خیابانها روبروست و به نظر میرسد که به پایان عمر سیاسی خود رسیده باشد. ملت اسپانیا علاوه بر ویروسهای یاد شده، بر ویروس تجزیهطلبی هم مثل سایر ویروسهای تاریخی غلبه کرد. گاوبازان اسپانیولی در برابر یک گاوبندی مخوف سیاسی ایستادند.
برایتان جالب نیست که چرا اینترنسناس و صداوسیمای شکوهمند مرکز لندن، چرا این راهپیمایی میلیونی را پخش نمیکنند؟ چون به تعداد راهپیمایان، پرچمهای متعدد در دست کسی نیست و خروش ملی علیه تجزیهطلبان، هیچ جذابیت و بوچانیت و اسماعیلیونتی برایشان ندارد. فلذا خاک بر سر بهنود که چنین شاگردانی در رسانهها پرو"رید"... ✍مجتبی اسکندری
مبهم گویی بود و فقط خودتون می دونید چی گفتید دست از ناسزا گویی بردارید و روشن و با عفت کلام حرف بزنید و از واژه های من در اوردی لطفا دست بردارید که نفعی به خواننده برسد والا خود گویی و خود خندی