آسمان ابری وشب ابری و جان  ابری است
پنجره بسته، صدا خسته، زمان ابری است

صحبت از شهر ملول و بی تب و تاب است
نارون، سرو و صنوبر، ناودان ابری است

قاصدک آمد، گذر کرد از خراب آباد
از ملال کوچه‌ها گویی جهان ابری است

باغ در تاراج و بی برگ و ثمر، خاموش
از چه گویم قصه، زیرا باغبان ابری است

ناشکیبایی و حسرت، مرثیه خوان است
چهره آزادگان گم، دودمان ابری است

لحن باران، مردن گل، سایه سار باد
روزهای ماه ابان هر زمان ابری، است

#آبان_ادامه_دارد
#زن‌_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment