🖋 با کوششی که در ارائۀ این مطالعۀ روانشناسی و توجیه آسیب‌شناسی روانی و خصوصیات ویژۀ اسیران اردوگاه کار اجباری نمودم، ممکن است این تصور را در ذهن شما ایجاد کرده باشم که بشر کاملاً به گونه‌ای اجتناب‌ناپذیر تحت تأثیر محیط خویش واقع می‌شود (البته در این مورد محیط، محیط منحصر به فرد زندان است که زندانی را وا‌می‌داشت، رفتارش را با الگوی پذیرفته‌شده‌ای تطبیق دهد.). پس آزادی بشر چه می‌شود؟ هیچگونه آزادی معنوی در رابطه با رفتار و واکنش در برابر محیط موجود، وجود ندارد؟ آیا این نظریه درست است که بشر چیزی جز محصول عوامل و شرایط محیطی، اعم از اینکه دارای طبیعت زیستی، روانشناختی یا جامعه‌شناختی باشد، نیست؟ آیا بشر محصول تصادفی این عوامل است؟ مهم‌تر از همه اینکه، آیا واکنش‌های زندانی در برابر جهان واحد اردوگاه کار اجباری ثابت می‌کند که بشر نمی‌تواند از تأثیرات محیط خود بگریزد؟ آیا بشر در رویارویی با چنان شرایطی حق گزینش ندارد؟

🖋 به این پرسش‌ها می‌توانیم به طور اصولی و از روی تجربه پاسخ دهیم. تجربه‌های اندوخته شده در زندگی اردوگاهی نشان می‌دهد که بشر حق گزینش عمل دارد. نمونه‌هایی وجود دارد که اغلب دارای طبیعت قهرمانانه است و ثابت می‌کند انسان می‌تواند بر بی‌احساسی چیره شود و تندخویی را نیز مهار کند؛ بشر می‌تواند حتی در چنان شرایط هولناک، فشارهای روحی و جسمی، و آزادی معنوی خود را حفظ کند.
ما که در اردوگاه کار اجباری زندگی می‌کردیم، به چشم می‌دیدیم مردانی را که به کلبه‌های دیگر می‌رفتند و دیگران را دلداری می‌دادند و آخرین تکۀ نانشان را هم به آن‌ها می‌بخشیدند. درست است که شمار این مردان زیاد نبود، اما همین هم ثابت می‌کند که همه چیز را می‌توان از یک انسان گرفت مگر یک چیز: آخرین آزادی بشر را در گزینش رفتار خود در هر شرایط موجود و گزینش راه خود.

📚 از کتاب «انسان در جستجوی معنی»، نوشتۀ ویکتور فرانکل 📚

@philosophycafe

Comments

Be the first to add a comment