#حکایتها و طنز ،‌ شماره ۸۹ 📝📝



حکایتی کوتاه از‌عطار "دو‌‌ روباه که شکار خسرو شدند "

آن دو روبه چون بهم همبر شدند/
پس به عشرت جفت یکدیگر شدند


خسروی در دشت شد بایوز و باز/
آن دو روبه را ز هم افکند باز

ماده می پرسد ز نر کای رخنه جو/
ما کجا با هم رسیم آخر بگو

گفت ما را گر بود از عمر بھر/
در دکان پوستین دوزان شهر

*همبر، همنشین - *رخنه‌جو ، عیب‌جوی -

--------------
کانال مقاله ها 🌹 @eduarticle

Comments

Be the first to add a comment