بیانیه رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی پادشاهی‌خواه از زندان قزلحصار

این روزها مردم ایران در کف خیابان ایستاده‌اند و خواسته‌های خود را با صدایی رسا فریاد می‌زنند. آن‌ها مخالفت صریح و بی‌پرده‌ی خود را با رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی اعلام کرده‌اند.
مردم آزادی می‌خواهند، رفاه می‌خواهند، عدالت می‌خواهند.

آن‌ها سال‌هاست زیر فشار فزاینده‌ی شکاف طبقاتی، فقر، گرانی و تورم افسارگسیخته له شده‌اند. زندگی‌شان به زیر خط فقر سقوط کرده و نگرانی از آینده، به دغدغه‌ی روزمره‌ی خانواده‌ها تبدیل شده است. جوانان امید خود را از دست داده‌اند؛ نمی‌دانند چند سال باید کار کنند تا به حداقل‌های یک زندگی انسانی برسند، آن هم در شرایطی که درآمد امروزشان حتی پاسخ‌گوی زیستنِ امروز نیست.

مردم به‌درستی این وضعیت را محصول سیاست‌های ویرانگر جمهوری اسلامی می‌دانند؛ حکومتی که از آغاز، منافع ایران و مردم ایران برایش اولویت نداشت و ایدئولوژی مذهبی، ماجراجویی منطقه‌ای و دشمن‌سازی با جهان را بر رفاه، امنیت و آینده‌ی مردم ترجیح داد.

مردم به خیابان آمده‌اند و این اعتراضات در روزهای اخیر، هر روز گسترده‌تر شده و از شهری به شهر دیگر گسترش یافته است. وقتی انسان چیزی برای از دست دادن ندارد، دیگر نمی‌گریزد. سینه سپر می‌کند، می‌ایستد یا می‌نشیند و در برابر گلوله‌ی نیروهای سرکوبگر مقاومت می‌کند؛ زیرا جانش به لب رسیده و کارد به استخوانش رسیده است.
در این روزها شمار زیادی از جوانان و حتی نوجوانان بازداشت شده‌اند. بنابر خبرهایی که منتشر می‌شود و آنچه به گوش ما در زندان می‌رسد، تعداد قابل توجهی از دانش‌آموزان نیز بازداشت شده‌اند؛ اقدامی که عمق وحشت حکومت از جامعه را عیان می‌کند.

حکومت هم‌زمان پروژه‌ی اعترافات اجباری را به راه انداخته، پیکر جان‌باختگان را مصادره می‌کند و خانواده‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد تا روایت‌های ساختگی را تکرار کنند. این حکومت هیچ حد و مرزی برای جنایت نمی‌شناسد؛ تا جایی که به بیمارستان‌ها، از جمله بیمارستان ایلام و بیمارستان سینا در تهران، یورش می‌برد تا مجروحان را برباید.

در برابر این خشونت سازمان‌یافته، همبستگی مردم ایران الهام‌بخش و ستودنی است. پزشکانی که داوطلبانه و رایگان به مجروحان رسیدگی می‌کنند، وکلایی که اعلام کرده‌اند بدون دریافت حق‌الوکاله از بازداشت‌شدگان دفاع خواهند کرد، کسب‌وکارهایی که دست به اعتصاب زده‌اند، هنرمندانی که از اجرای برنامه‌هایشان خودداری کرده‌اند و ورزشکارانی که آشکارا در کنار مردم ایستاده‌اند؛ همه نشانه‌های زنده بودن جامعه‌ای است که تسلیم نشده است.

امروز زمان آن است که پرستاران، معلمان، کارگران، دانشجویان، پزشکان، بازاریان و همه اقشار جامعه، شانه‌به‌شانه‌ی یکدیگر بایستند و با یک صدا خواستار تغییر اساسی در ساختار سیاسی کشور شوند.

در همین‌جا لازم می‌دانم به‌صراحت به حاکمیت هشدار بدهم: به بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه، و نگهداری معترضان در سلول‌های انفرادی پایان دهید.
هشدار می‌دهم که اگر حتی یک نفر از معترضان اعدام شود، این‌بار شرایط با دفعات قبل تفاوت خواهد داشت و این اقدام قطعاً تأثیر مستقیمی بر سرنوشت حاکمان خواهد گذاشت.
از سرنوشت دیکتاتورهای مشابه خود عبرت بگیرید؛ تاریخ نشان داده است که سرکوب و خون‌ریزی، هرگز ضامن بقا نبوده است.

خطاب من به نیروهای نظامی و سرکوبگر نیز روشن است: بدانید کسی که امروز هدف قرار می‌دهید، ممکن است فردا مشخص شود عضو خانواده‌ی خودتان بوده، همسایه‌تان، هم‌محلی‌تان، هم‌کلاسی یا دوست قدیمی‌تان.
تاریخ درباره‌ی شما قضاوت خواهد کرد که در کدام سوی ایستادید.
شرافت و وجدان خود را معیار قرار دهید، در کنار مردم بایستید و به سوی مردم شلیک نکنید.

این حکومت دیر یا زود رفتنی است، اما شما قرار است در همین ایران زندگی کنید.
آیا آن روز می‌توانید با سری بلند در چشم فرزندانتان نگاه کنید؟
تلاش کنید در این روزهای سرنوشت‌ساز، نامی نیک از خود به‌جا بگذارید.

و خطاب پایانی به حاکمان: آنچه امروز می‌بینید، نتیجه‌ی مستقیم اعمال خود شماست. شما همان چیزی را درو می‌کنید که سال‌ها کاشته‌اید. نسبت دادن اعتراضات مردم به «بیگانه» و «دشمن» چیزی جز فریب و آدرس غلط دادن نیست.

این مردم اغتشاشگر نیستند، دشمن کشور خود نیستند. آن‌ها می‌خواهند در همین سرزمین کار کنند، زندگی کنند و با عزت و کرامت زیست کنند. اما شما همه‌چیز را از آن‌ها گرفته‌اید:
نه آب دارند، نه برق، نه گاز؛
نه عزت، نه کرامت، نه سربلندی.
پیش از آنکه دیرتر شود، قدرت را واگذار کنید و بروید.
ایران را رها کنید و آن را به مردمش بسپارید.
بگذارید برای یک‌بار، مردم واقعاً سرنوشت خود را به دست بگیرند و آزادانه انتخاب کنند.

بگذارید گذار، با کمترین خشونت و بدون فروپاشی سرزمین ایران، ممکن شود.

@SA_KFP

Comments

Be the first to add a comment