▪️هماهنگ‌شده با همدیگر

▪️ست‌گادین ۲۸ آذر ۱۴۰۰



کسی را می‌شناختم که تجهیزات اسکی را طوری می‌خرید که با همدیگر ست باشند. کل مجموعه، هماهنگ بود و درنهایت، یکی دوبار استفاده شد.

وقتی اقدام به یک ازدواج سنتی می‌کنید، ممکن است سعی کنند شما را متقاعد سازند که حتماً بشقاب‌هایتان را با مبلمان‌تان ست کنید...

تقریباً همیشه برای هر چیز دیگری، ست‌کردن و هماهنگ‌سازی چیزها، جای کاربرد آنها را گرفته است.

شغل ما روند مشخصی ندارد.

تیم مدیریت، دقیقاً شبیه آنچه عکس‌ها به ما می‌باورانند، نیست.

درواقع به نظر می‌رسد زوایای تیز، حد و‌ مرزهای ناهموار و هماهنگی‌های ناقص ناشی از گوناگونی‌ها، باعث‌می‌شوند که کارها بهتر پیش بروند. مخصوصاً وقتی با انسان‌ها سر و کار داریم.


.

Comments

Be the first to add a comment