"به مناسبت سالروز شهادت امام علی ابن موسی الرضا(ع)"

محمدجواداکبرین
آنان‌که اهل بیداریِ سحرهای ماه رمضان بوده‌اند «دعای سحر» را می‌شناسند؛ البته هم‌نسلانِ من اگر اهلش نیستند هم شاید از خاطرات دورشان صدای دعای سحرِ معروف رادیو یادشان باشد: «اللهم إنّي اسئلک مِن جَمالک بأجمَله...». مضمون و معنای این دعا بخشی از میراث عرفانیِ انسان و جهان است. برخی عارفان و صوفیان ما همه‌ی عمرشان را (و نه فقط ماه‌های رمضان را) با این دعا مأنوس بودند و حیات عارفانه بدون این متن حتما چیزی کم داشت. راویِ این تجربه‌ی پیامبرانه، علی‌بن‌موسی‌الرضاست. اگر از امام رضا هیچ ارثی نمی‌ماند جز انتقال همین تجربه‌ی عظیم، باز هم سزاوار «سُلطان» بود!
اما حیف! نمی‌دانم آن بارگاهِ مطلّا با میراث این مرد چه کرد؛ گویی اگر روزی روزگاری خواستید کسی را نابود کنید کافی‌ست سر تا پایش را طلا بگیرید تا برق اندامش چشمی برای تماشای خودش باقی نگذارد! نمی‌دانم زائرانش از ارثیه‌ی معرفتِ او چه می‌دانند جز اینکه «حاجت می‌دهد» و البته همین هم «آگاهیِ کاذب» است؛ اولیای خداوند «بابُ‌الحوائج»اند نه «قاضی‌الحاجات» و میان این دو تفاوت از ایمان است تا شرک!
همنشینی اولیای خدا جان را تازه می‌کند، مُرده و زنده‌شان در انسان و جهان اثر دارد. می‌شود در محضرشان آموخت، خواند و نوشت. می‌شود با آنها حرف زد، می‌شود کنارشان اندیشید، راه رفت، سماع کرد، نوشید و نوشاند... اولیای خدا رفیقان خلق‌اند و «زیارتِ» دور یا نزدیک‌شان به همین معنا مبارک است.


#فرهیختگان، ندای آگاهی

1 comment


باب الحوائج تعقل ، اندیشه و بازاندیشی ست .والسلام