۱- عموماً تصوّر میکنند که افغانستان در ۱۵۰ سال اخیر از ایران جدا شده است. درحالیکه افغانستان از حدود ۲۸۰ سال پیش ازین؛ یعنی سال ۱۱۶۰ه.ق. پادشاهی مستقلی (سلسلهٔ درّانیان) داشته و سرنوشت آن از ایران جدا بوده است؛ یعنی در تمام دورهٔ زند، آغامحمدخان، فتحعلیشاه، محمدشاه؛ افغانستان حیات سیاسی کاملاً مستقلّی داشته است، با پادشاهان مستقلّی به نامهای احمدشاه، تیمورشاه، زمانشاه، محمودشاه و شاهشجاع. آنچه حدود ۱۶۰ سال پیش اتفاق افتاد، جدایی ولایت هرات کنونی بود و تعهّد حکومت ایران به عدم دخالت در افغانستان.
۲- برخی گمان میکنند، نام افغانستان در دو-سه سدهٔ اخیر ابداع شده است. البته این گمان اشتباه حتی اگر از جانب استاد نجیب مایل هروی مطرح شود هم مردود است. در متون سدهٔ هشتم و نهم قمری به کرّات برای اشاره به ناحیهای که اکنون شمال غرب پاکستان و جنوب شرق افغانستان را تشکیل میدهد، به کار رفته است. از جمله در صفحات ۱۱۱، ۱۶۲، ۱۹۸، ۲۰۱ از کتاب تاریخنامهٔ هرات (سدهٔ هشتم قمری)، صفحات ۴۶۴، ۴۹۰ از جلد اول رَوضات الجَنّات (سده نهم قمری)، و پس از آن در آثار دورهٔ صفوی و گورکانی در ایران و هند بارها لفظ افغانستان به کار رفته است.
۳- عدّهای هم گمان بردهاند که اطلاق نام افغانی برای اشاره به اهل این قوم اشتباه است و باید افغان گفت. درحالیکه در سدههای گذشته نیز هریک از افراد این قوم، «افغانی» نامیده میشدند: روضات الجّنات اسفزاری، ج۲/ ۱۱۲:... با چند غلام افغانی بر ایشان گماشتند... . ظفرنامهٔ شامی، ص ۱۹۵: الیاس افغانی و پسر تهانهسری را گرفته و گردنبسته به حضرت آورد. خلاصة التواریخ، ج۱/ ۳۰۲:...همایون پادشاه با آن افغانی مقابل شده... . اکبرنامه، ج۱/ ۵۰۴:... شاهبازخان نام افغانی جمعی انبوه از افغانان را به خود متفق ساخته... . جملگی از آثار سده ۹ الی ۱۱، تنها بخشی از انبوه متونی است که در آنها این واژه در همین معنی به کار رفته است. در نامههای پادشاهان صفوی نظیر شاه طهماسب نیز به هریک از اهل این قوم، افغانی اطلاق شده است. در متون قرن ۱۲ نیز میتوان به کتابهای بسیار مشهوری نظیر بدایع الاخبار، جهانگشای نادری، عالمآرای نادری و... اشاره کرد که افراد قوم افغان در آن «افغانی» خوانده شدهاند. نامهها و اسناد دورهٔ قاجار نیز مؤیّد همین است. سیّدجمالالدین اسدآبادی مدفون در افغانستان نزد مردم آن کشور به سیدجمال افغانی مشهور است. (بخشی از شاهدهای این مطلب از پیکره گروه فرهنگنویسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی گرفته شده است.)
منابع - اکبرنامه، ابوالفضل علامی، تصحیح غلامرضا طباطبایی مجد، ۱۳۷۲. - تاریخنامهٔ هرات، محمد بن سیف هروی، تصحیح محمد زبیر صدیقی، ۱۳۶۲ق. - خلاصة التواریخ، قاضی احمد قمی، تصحیح احسان شراقی، ۱۳۹۴. - روضات الجنّات، اسفزاری، تصحیح محمداسحاق، ۱۹۶۱. - ظفرنامه، نظامالدّین شامی، تصحیح پناهی سمنانی، ۱۳۶۳.