#مطلب
🔸 برای برخی از خوانندگان مایهٔ شگفتی است که چگونه ممکن است مطالعات تاریخی به آن نوع دگرگونی مفهومی که در اینجا مورد نظر است منجر شود. زرّادخانهٔ کاملی از دوگانگیها وجود دارد تا نشان دهد که این دگرگونی را مطالعات تاریخی نمیتواند به درستی تحقق بخشد. ما اغلب قائلیم که تاریخ حوزهای کاملا توصیفی است با این حال آموزههایی که .... ذکر شدند، غالباً تفسیری و بعضاً هنجاری هستند در اینجا نیز بسیاری از تعمیمهای من مربوط به جامعهشناسی یا روانشناسی اجتماعی دانشمندان است. با این حال دستکم معدودی از نتیجهگیریهای من بهطور سنتی به منطق و معرفتشناسی تعلق دارند. ممکن است تصور شود من در فراز پیشین تمایز بسیار موثر معاصر میان «مقام نظریهسازی» و «مقام نظریهداوری» را نقض کردهام. آیا خلط این حوزهها و تعلقات متنوع میتواند حاکی از چیزی جز سردرگمی عمیق باشد؟
🔰 بخشی از پیشگفتار توماس کوهن در کتاب "ساختار انقلابهای علمی" ترجمه سعید زیباکلام
———————
🆔:
@philsharif