#رشتو کوتاه

۱.بیزینس خانوادگی ما، خشکبار، زعفران، زیره و پنبه بود. یه پروتکل ساده وجود داشت موعد برداشت خرید می‌کردیم، ۶ ماه نگهداری می‌کردیم و خرداد سال بعد، ۳ ماه و ده روز مدت می‌فروختیم. اواخر دور اول دولت آقای خاتمی بود که هرچی انبار داشتیم قیمتش تکون نخورد. به پدرم گفتم چه کنیم گفت بریم سمت کاری که بلدیم یعنی صادرات و البته گرفتاری‌های خودش را هم داشت. به حاج حمید یک کلام، که تاجر خبره‌ای بود گفتم چرا اوضاع اینطوریه و کلی گله.
یه حرف عجیب زد. گفت: سعید، وقتی من و تو نتونیم نون درآریم تازه داره مملکت درست میشه، از این به بعد باید ارزش خلق کنیم که به درآمد برسیم.
مسیری که دولت آقای خاتمی طی می‌کرد روی اصول، آمار و سنجش بود. عجیب اینکه ما کیفیت توسعه را اون‌موقع درک نکردیم. مثلا خود من رفتم دور بعد به جاسبی رای دادم چون فکر می‌کردم دانشگاه آزاد لااقل دستاورد محسوب میشه ولی خاتمی فقط یک معلم اخلاق هست. فارغ از حب و بغض سیاسی که امروز روی هر تحلیلی سایه انداخته، نه حاکمیت و نه مردم درکی از توسعه‌ای که در اون دوران، منظم پیش می‌رفت را نداشتند. چرا!؟
و جالبه آقای احمدی‌نژاد دور اول، رای سنگینی از  معلم‌هایی گرفت که قرار بود مولد فرهنگ و علم برای آیندگان باشند

https://x.com/srmoradian/status/1948670176796238197

🔔Ellinne

Comments

Be the first to add a comment