▪️مدیریت پروژه

▪️ ست‌گادین | چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۲


پروژه یک وعده است. وعده‌ی تحویل چیزی ارزشمند با هماهنگ‌کردن رویدادهای ناشناخته در آینده.

حضور به موقع در یک جلسه، یک پروژه است‌(خطوط هوایی! ترافیک! آب و هوا!)، همانطور که ساختن یک آسمان‌خراش، یک پروژه است. پادکست بعدی که قرار است منتشر کنید یک پروژه است، همچنین پختن شام برای مهمانان.

همیشه عدم قطعیت وجود دارد زیرا ما در حال رقصیدن با آینده، رویدادهای تصادفی و اغلب با افراد دیگر هستیم.

و نیاز به مدیریت وجود دارد زیرا اگر یک پروژه به حال خود رها شود، احتمالن خودبخود به جایی نمی‌رسد.

ماهیت غیر قابل پیش‌بینی رویدادهای آینده به این معنی است که اغلب، سرعت‌گیرهای غیرمنتظره‌ای در مسیر وجود خواهند داشت. هیچ مدیر پروژه‌ای سابقه‌ی بی‌نقصی ندارد، زیرا هزینه‌ی بی‌نقص‌بودن در مواجهه با ناشناخته‌ها بسیار بالاست. با این حال، فاصله‌ی زیادی بین مدیریت عالی پروژه و صرف تلاش جدی و صادقانه وجود دارد. اگر رویدادهای غیرمنتظره، بیش از میانگین نرخ مورد انتظار، برای شما اتفاق میفتد، اگر اغلب در یافتن بهانه، بهتر از یافتن راهی برای اجتناب از نیاز به آوردنِ بهانه هستید، نشانه‌ی آن است که با یک رویکرد آگاهانه‌تر و عامدانه‌تر برای ارایه‌ی(shipping) بموقعِ کارهای عالی به مخاطبان، پروژه‌ی بعدی شما بهره‌ی بیشتری از موفقیت خواهد برد.

جای تعجب نیست که همه‌ی ما در مدیریت پروژه، بسیار ناشی هستیم. ما تحت فشار قرار گرفته‌ایم تا [ مدیریت پروژه را ] با اولین تکالیف و خلاقیت‌های خود در کلاس اول ابتدایی شروع کنیم و پروژ‌هایی را با خطرات فزاینده در سراسر دوران مدرسه برعهده گرفته‌ایم. هنوز هم که هنوز است، هیچ‌کس هرگز به ما یاد نمی‌دهد که مدیریت پروژه، مهارتی است که می‌توان آن را با استراتژی و تکنیک آموخت و ارائه داد.

ویژگی‌های ناشی‌گری و تازه‌کاربودن جدی عبارتند از:

۱- وجود منابع زیاد برای مواقع اضطراری که باعث به‌تعویق‌انداختن برنامه‌ریزی و عدم تمرکز روی احتمالات می‌شود.

۲- پذیرش روایتی که بر طبق آن، این وقفه‌ی خاص، اتفاقی منحصر به فرد تلقی می‌شود که نمی‌توانستیم از قبل برای آن برنامه‌ریزی کنیم.

۳- وجود هیجانِ نزدیک‌شدن به شکست و عملی‌کردن پروژه در آخرین لحظه‌ی ممکن.

از طرف دیگر، فرد حرفه‌ای، سرمایه‌گذاری زیادی می‌کند تا مطمئن شود که هیچ یک از این سه اتفاق هیجان‌انگیز فوق رخ نمی‌دهد. اگر غافلگیری هم اتفاق بیفتد، او انتظارش را دارد، آنها را می پذیرد و به سادگی به مسیر دیگری تغییر جهت می‌دهد.

هیجان‌انگیزترین چیز در مورد مدیریت حرفه‌ای پروژه این است که هیجان را با تفکر سیستمی و اقدام آگاهانه و عمدی جابجا می‌کند. ما از افرادی که در نقش ناجی در لحظه‌ی آخر ظاهر می‌شوند قهرمان می‌سازیم، اما کار واقعی آن است که نیازی به نجات در لحظه‌ی آخر نباشد.

درک این نکته مفید است که مدیریت پروژه، یک مهارت، یک انتخاب و مجموعه‌ای از ابزارهاست که باید یاد بگیریم، نه چیزی که ما با آن متولد شده باشیم. تعداد بسیار کمی از سازمان‌های موفق هستند که احساس کنند در مدیریت پروژه، سرمایه‌گذاری کمتری کرده‌اند. زمانی که یک پروژه ارزشِ انجام‌دادن داشته باشد، پس ارزشش را دارد که کاملن آگاهانه و عامدانه درگیر آن پروژه شویم.



.

Comments

Be the first to add a comment