«درد همدرد که داند؟ همدرد.
من گریستهام، آری مدتی است که با هر ضربهی کوچکی با هر بهانه اندکی به گریه میافتم.
دوستِ من، دلم زخم دارد. همین!
دیگر بیشتر نمیگویم
چه مینویسم نمیدانم، همینقدر میدانم تو، تو، تو، قسمتی از دریچه گشوده به روی خوبیها هستی که در دسترس من در مقابل چشمان من قرار گرفتهای و چه عزیز هستی...
بیشتر چیزی ندارم که بگویم که:
«سکوت با هزار زبان در سخن است»
خدانگهدارت.»
۱۲ بهمن ۱۳۶۰
نامه از سیمین بهبهانی به منصور اوجی
از کتابِ یکصد و ده نامه از دو سیمین
@designmanufacturing