غول‌آسا پیکری داشت و
کودکانه صدایی.

هیچ چیز به تحریرِ صدای او مانند نبود:
دردِ مطلق بود به هنگام خواندن
زیرِ نقابِ تبسمی.

لیموزارانِ مالاگای خواب‌آلوده را
به خاطر می‌آورد
و شِکوه‌اش
به طعم نمک دریایی بود.
او نیز چون هومر
در نابینایی آواز خواند.

صدایش در خود نهفته داشت
چیزی از دریای بی‌نور و
چیزی از نارنجِ چلیده را.

~فدریکو گارسیا لورکا
مترجم: احمد شاملو

برای تنِ شریفی که خاموش شد،
عاقبت،
بی‌صدا
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment