▪️نگاهی به مالیات‌ها

▪️ست‌گادین ۳ خرداد ۱۴۰۱


مردم با پرداخت مالیات، مخالفت‌اند. تا بوده همین بوده.

اگر مالیات را به عنوان یک «بار غیرمولد روی دوش فعالیت‌هایمان» تعریف کنیم، با عقل جور در می‌آید و لازم نیست که فقط پرداخت به دولت را مالیات به حساب بیاوریم.

آیا پرداخت قبض برق، یک مالیات است؟ بیشتر مردم به پرداخت قبض برق اهمیتی نمی‌دهند. چون برق، زندگی آنها را ایمن‌تر و شادتر می‌کند و کمک می‌کند که بهره‌وری شغل‌شان را به طرز چشمگیری بالا ببرند.

بنابراین پرداخت پول نیست که مالیات محسوب می‌شود بلکه غیرمولدبودن است که آنرا مالیات می‌کند.

وقتی سیستم‌های صنعتی از راه می‌رسند، معمولاً مورد پذیرش قرار می‌گیرند چون تراکنش‌ها و معاملات مولدی ارائه می‌دهند. وقتی وال‌مارت وارد شهری می‌شود، دستمزد همه در مدت کوتاهی افزایش می‌یابد چون هزینه‌ی خرید چیزهایی که دلمان می‌خواست(want) و احتیاج(need) داشتیم، پایین می‌آید. وقتی یک فناوری یا سیستم جدید، راهی برای ذخیره‌سازی زمان و پول مردم در کوتاه‌مدت ارائه می‌دهد، اغلب مورد استقبال قرار می‌گیرد چون یک گزینه‌ی رایگان و مولد است.

اما بعد، قوانین شروع به تغییر می‌کنند.

انحصارها مالیات هستند. آنها حق انتخاب را محدود و قیمت را بالا می‌برند. در نتیجه ما بطور منظم، مالیات‌ چیزهایی مثل پهنای باند و لوازم یدکی را می‌پردازیم چون چاره‌ی دیگری نداریم.


فقدان بازارهای خرده‌فروشی محلی، یک مالیات است. وقتی کسب و کارهای محلی از بین می‌روند، شغل‌ها نابود می‌شوند، حق انتخاب‌ها کم می‌شوند و شالوده‌ی جامعه از هم می‌پاشد.

لابی‌گری، مالیات است. صنایع بزرگ جهت در دست گرفتن کنترل دولت، سرمایه‌گذاری پولی می‌کنند و تک‌تک ما هزینه‌ی آن را می‌پردازیم حتی اگر این کار فقط به نفع لابی‌‌گران تمام شود.

یارانه‌ها و عوارض، مالیات هستند. سال قبل، آمریکایی‌ها ۵۰ میلیارد دلار یارانه خرج صنعت گوشت گاو کردند. محدودیت‌های تجاری، مالیات نامیده نمی‌شوند ولی هستند.


ترافیک، یک مالیات است. زمانی که صرف انتظارکشیدن برای یک قطار یا نشستن در ترافیک می‌کنیم به ما برنمی‌گردد و برای ما، سرمایه‌گذاری‌هایی که روی زیرساخت‌های حمل و نقل عمومی انجام نشده است، نسبت به کارهایی که کرده‌ایم، بسیار گران‌تر تمام می‌شود.


فقدان سیستم‌های بهداشت همگانی، مالیات است. ناتوانی برای یافتن آب پاک یا چشم‌انداز ابتلا به بیماری، یک هزینه‌ی واقعی است.

و تغییرات آب و هوایی، مالیاتی واضح و احمقانه است. پول و عدم بهره‌وری که قبلاً هزینه کرده‌ایم و مقادیر فوق‌العاده زیادی که قرار است در آینده خرج کنیم، بار غیر‌مولدی بر دوش اهداف و زندگی ما می‌گذارد.


بیابان‌های متروک، هیچ مالیات دولتی ندارند ولی تصور زندگی یا کار در آنجا تقریباً غیر ممکن است.




.

Comments

Be the first to add a comment